عیسی کریمی

[بدون من]

می روم.
می روم، بدون هیچ حرفی
بی هیچ کلامی می روم
آرام می روم، آرام…
بغض ترک می اندازد بر گلویم
اما سکوت می کنم
سکوت می کنم هیچ نمی گویم،می روم
آنقدر آرام دور می شوم که حتی
صدای قدم هایم را نشنوی

می روم
نه آنقدر مغرورم که بگویم
بدون من می میری و نه آنقدر شجاع
که نظاره گر واپسین نگاههایت باشم
تنها می روم…
نه دست تکان دادنی در کار است و
نه آرزوی دیداری
نه عکسی پاره می کنم
نه دفترچه ی خاطراتی را پس می گیرم
آرام ، خاموش، بی صدا دور می شوم
حتی خاطراتم را هم حلالت می کنم

حلالت می کنم تمام
گریه ها و منتظر ماندن ها را
حلالت میکنم تا خوش باشی و
لبخند بزنی، حتی بدون من

می روم… آرام می روم

دانلود فایل صوتی دکلمه (بدون من)

 

http://s6.picofile.com/file/8213997392/isa_karimi_bedoone_man.mp3.html

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی عیسی کریمی کدخدائی

در رشته مدیریت دولتی تحصیل کردم. اهل و ساکن شهرستان مسجدسلیمان و شیفته شعر و موسیقی . بیست سالی هست که می نویسم و تا روزی که زنده باشم خواهم نوشت. پیوند می زنم قلم را با دلم. و قافیه می بخشم دلتنگی هایم را. شاید که این چند سطر حرفهای نگفته ی دلی باشد... خسته از ابهام. نشسته... پشت پنجره ای بر دیوار. آنشب که باران، خواهد شست از وجود غبار آلود پنجره ها ... گوشه های پیکر بر باد رفته ام را....