تب

توقلبم پرآتیشه
تنم میسوزه تب دارم
ازین آشفتگی بی تو
به حد مرگ بیزارم
دیدی درگیر رویاتم
میدونستی منو داری
برای داشتنه عشقم
نداشتی دیگه اصراری
بهت گفتم نرو عشقم
از احساسم بهت گفتم
بهم گفتی نمیمونی
منم اینو پذیرفتم
ی جوری رفتی از پیشم
که قلبم پراز درده
اون عشقی که تو قلبت بود
میدونم برنمیگرده
ی روزی میرسه بی من
تو عشقه دیگه میبازی
میدونم که توی رویا
بامن یک خونه میسازی
میدونم میشی درگیرم
مثه این لحظه های من
مثه زخمایی که جاموند
هنوزم جاش روی این تن
آره این زخمها هروز
منو یاد تو میندازه
ی روز قلب توعشقم رو
میخواد بی حدو اندازه
نگاهت مثل سابق نیست
میگی از دیدنم سیری
بهارت بودمو امروز
توو فصل دیگه درگیری
میدونم روزی مثل من
تو تا مرز جنون میری
تو از رهگذرای شهر
سراغه منو میگیری
…..
بااحترام مینا نوروزیان
minanoroozian93@gmail.com

از این نویسنده بیشتر بخوانید: