دلخوشی

 

سکوتم قصه تنها شدن بود/ تو به من جرأت فریاد دادی

نمی تونم ازَت دلگیر باشم/ تو خوبی رو به قلبم یاد دادی

کنارم بودی اما من چه آسون/ تو و احساسمو انکار کردم

ولی تو خلوت هر روز و هر شب/ دوباره اسمتو تکرار کردم

چشامو روی هر کی جز تو بستم/ مبادا که دلم روزی بلرزه

می دونم زندگی کردن بی تو/ واسَم یه لحظه حتی نمی ارزه

همیشه ترسم از تنها شدن بود/ از اینکه عشق تو قلبم بمیره

از اینکه تو نفس تنگی تکرار/ کسی نباشه دستامو بگیره

رگ خوابمو دست عشق دادم/ تا دلواپسی از دنیام کم شه

روزایی که کسی فکر کسی نیست/ یکی باشه پناه آخرم شه

حضور تو شروع دلخوشی هاس/ تو روزایی که دل درگیرغصهَ س

بیا این فرصت و از هم نگیریم/ که فردا مرگ ما پایان قصهَ س

ترانه سرا: رحمان خرامان

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • خرامان عزیز این که در عرصه ترانه شما فرد کمی نیستی به جای خود ولی اینکه بچه ها میگن ترانه هات دچار سکته وزنی میشه شاید دلیلش این باشه که همیشه سبک خوندن ترانه ها تفاوت وزنی به وجود میاره گاهی و ترانه اهای تو رو همیشه با چند سبک میشه خوند ... راستی از اینکه بعد از مدتها توی ترانت رگه ای از امید میبینم بسیار خرسندم :-)
    • به به حسین بصیری! تو! ازین ورا؟ ممنونم از لطفتو والا سالهاست چیزی ننوشتم درست و حسابی اینم از کارهای قبلیم بوده. بنا به دلایلی ترانه هام رو اینجا نمینویسم و دوست دارم بیشتر کارهای دوستان رو بخونم.بهتر این بود که بچه های ترانه سرایی که کارهای پخته تر می نویسن و تجربه بیشتر دارن اینجا باشن که حداقل کارشون الگویی یا حتی سرخطی برای کار بقیه باشه که متاسفانه چنین نیست.امیدوارم روز به روز کارهای بهتری از این سایت ببینم و بخونم. خوش باشی بصیری
  • با سلام بازم ممنونم از دوستان متاسفانه هیچکدوم از نظرهای یا بهتر بگم نقدهایی رو که درباره سکته-یا از وزن خارج شدن هست رو قبول ندارم و به نظرم خوانش دوستان از این ترانه اشکال داره با احترام به همه نقدها، این کار به نظرم از نظر وزن و خوانش و ریتم هیچ ایرادی نداره و کاملا روان خونده میشه. مثلا این وضوحی رو که خانم پورمحمد گفتن رو به هیچ وجه نمی بینم. در هر صورت ممنونم و باز هم تاکید می کنم که علم خودمون رو توی این حوزه بالاتر ببریم صد در صد نقدهای اصولی تری هم خواهیم داشت. سربلند باشید
  • دوست عزیز شعر شما حس زیبایی داشت اما جدا از احساس ترانه وزنتون در بعضی جاها دچار سکته میشد که باید بیشتر به این موضوع توجه کنین مثل این قسمتها: سکوتم قصه تنها شدن بود/" تو به من جرأت فریاد دادی" "می دونم زندگی کردن بی تو"/ واسَم یه لحظه حتی نمی ارزه(این قسمت هم می تونست روون تر باشه) همیشه ترسم از تنها شدن بود/ از اینکه عشق تو قلبم بمیره(شما تو این قسمت احتمالا میخواستید بگید عشقت تو قلبم بمیره که بخاطر رعایت وزن دچار محدودیت شدید و نتیجه هم جالب درنیومده،جای کارِ بیشتری داشت این مصرع) از اینکه تو نفس تنگی تکرار/ "کسی نباشه دستامو بگیره" ********************* رگ خوابمو دست عشق دادم/ تا دلواپسی از دنیام کم شه روزایی که کسی فکر کسی نیست/ یکی باشه پناه آخرم شه(کاملا واضحه که وزن بیت اول با بیت دوم فرق داره) به این نکات توجه بیشتری داشته باشید در ترانه های بعدیتون تا انشاا...کارهای قوی تر ازتون بخونیم :-) @};-
  • برای خوندن اون قسما هایی که گفتم مکث صورت میگیره...که این یعنی سکته وزنی...به هر حال از موضوع و معنای شعر خیلی لذت بردم
  • با سلام ممنون از شما دوستان خانم مقدس با تشکر از نظرتون. به نظر من نکاتی که اشاره فرمودین اصلا باعث نشده مصرع یا حتی اون قسمت ها از وزن خارج بشن و کاملا روان خونده میشه توی خوانش این ترانه. بنده که منظورتون رو نفهمیدم. جناب مظفری اگر لطف کنید جاهایی رو که فرمودین ریتم بهم خورده رو ذکر کنید ممنون میشم امیدوارم در این مکان نقدهای سازنده تر و علمی تری رو شاهد باشم ممنون از همه دوستان سربلند باشید @};-
  • خیلی زیباست جناب خرامان مطمئنم اگر آهنگسازی بشه یکی از ترانه های فوق العاده زیا در میاد مثه ترانه قاصدک جناب بهاری عالی بود سرفراز باشین @};-
  • سلام جناب خرامان ترانه ی خوش قافیه ای بود من لذت بردم از ترانه بسیار زیبای شما =D> =D> @};- =D> =D>
  • سلام..خسته نباسید... فریاد دادی و عشق تو قلبم بمیره و دل درگیر غصه س کاملا از وزن خارج میشن و سکته وزنی دارن... امیدوارم تجدید نظری بشه
  • دلنشین بود موفق باشید @};-
  • موفق باشی @};-
  • رحمان جان کار خیلی خوبی بود، تبریک می گم فقط چند جای کوچولو ریتم به هم می ریخت که انشاالله درست بشه یه کار تاپ می شه خیلی فضای خوبی داشت ممنون =D> @};-