هشتمین خورشید

آقای من ای هشتمین خورشید شیعه
ای چشم هایت قبله جاوید شیعه
آقای من ای آشنای درد مردم
ای شافی پاییز سرد و زرد مردم
من آمدم همچون خزانی سرد و غمناک
همچون غروب تلخ یک خورشید در خاک
من آمدم تا از شما آتش گیرم
با آتش عشق شما یکجا بمیرم
من آمدم در مشهد تو جان بگیرم
با آتش عشقت سر و سامان بگیرم
من آمدم تا از شما حاجت بگیرم
یا حاجت خود را بگیرم یا بمیرم
لطفا طلب کن که بیایم تا ضریحت
تا که ببوسم تا ابد مولا ضریحت
دستور فرما تا کنم جان را فدایت
یا هرچه را دارم بریزم زیر پایت
در مکتبت پرواز را آموزشم ده
رمز و رموز و راز را آموزشم ده

ای مردمان ای مردمان خورشید اینجاست
آن ضامن آهو که می گفتید اینجاست
یکتا پرستان جهان بیدار باشید
اکنون خدا را یار این دربار باشید
دربار آقایم هماره باز بازست
اینجا همیشه مقصد اهل نیاز است
آهو بیا آغوش مولا مامن توست
این بارگاه آسمانی گلشن توست
آهو بیا صیاد تو صید رضا شد
در پیشگاه نور حق بی ادعا شد
آهو بیا آرام باش اینجا بهشت است
اکنون بترسی از کسی بسیار زشت است
ای بچه آهو مادر تو عهد بسته است
دیگر برو از پیش او زیرا که خسته است
آهو رسید و چشم آن صیاد جوشید
پاهای آقای مرا با گریه بوسید
آهو رسید و خویش را تسلیم او کرد
همچون عزیزان خدا بر قبله رو کرد
آهو برو صیاد تو صید رضا شد
در پیشگاه نور حق بی ادعا شد
آقای من سلطان جاوید زمین است
او عالم علم کتاب و جان دین است
نمرودها مردند و در خاک سیاهند
بی کاخ و بی یار و ندیم و بی سپاهند
ابلیس با ظلمت هماره یار آنهاست
نوشیدن آتش تمام کار آنهاست
ابلیس ها بی شک همیشه روسیاهند
آن ظالمان چاه کن در قعر چاهند

-مامون بدان اهل کتاب امروز جمعند
با صد سوال بی جواب امروز جمعند
-اکنون رضا را پیش آنها می فرستم
آری همین تنهای تنها می فرستم
خاخام ها با موبدان و با کشیشان
هر یک سوال خویش را کردند از ایشان
هر یک سوال خویش را پاسخ شنیدند
مولای ما را از تبار نور دیدند

مامون شبیه خاکدان قلب شیطان
لرزید بر خود آن پلید از نطق قرآن
قرآن ناطق در کنارش بود اما
هرگز ندید از فرط شب خورشید ما را
اینبار هم خورشید را مسموم کردند
ما را از آن نور خدا محروم کردند
اینبار هم ابلیس را خوشحال کردند
پروانه های شهر را بی بال کردند
بی او برای ما همیشه خشک سالی است
باران نمی بارد زمین از نور خالی است
باران برای نورها لبیک دارد
بر مردمان دیو سر هرگز نبارد
مولای من می دانم آنها کور خواندند
از رحمت پروردگارم دور ماندند

از این نویسنده بیشتر بخوانید: