چراغ قرمز

صدایی توو خیابونا پیچیده
صدایی که حواس من رو برده
میاد با التماسش توو ترافیک
یه دختر با گلای نیمه برده
…………
سراغ از هر چی ماشینو میگیره
تا توو دستش گلا پرپر نمونند
تا توو بن بستی که دنیاش داره
واسش لبخندی رو از سر بخونند
…………
صدایی میشکنه دیوار بغضو
یه دختر میزنه هی پشت شیشه
فقط دود و چراغ و چهارراهش
تموم خاطرات بچگیشه
…………
حواسم جای دیگه پرت میشه
یه دختر میرسه با فال حافظ
یه دختر که همیشه دوست داره
بمونه هر چراغی رنگ قرمز
…………
ترافیکی که روو اعصاب میره
واسه اون رنگ سبز آرزوشه
که توو بازار بی رحمی دنیا
با هق هق بچگیشو میفروشه
…………
چقد دلگیره از ما آدما که
نگامون تلخه تنها اخم داره
تو خیلی کوچیکی!! طاقت میاری?
چقد دستای سردت زخم داره
…………
صدای دخترک دور میشه از من
آخه سبزه چراغه توو خیابون
تا قرمز شه دوباره این چراغا
میمونه منتظر بازم هراسون
…………
محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • کار نسبتا خوب با موضوع بسیار جالب و شروع عالی که شنونده رو میخ کوب میکنه ولی در ادامه نتونستید که اون قدرت اولیه که در شعر رو که به رخ کشیدید حفظ کنید.
  • سلام خوشحالم که یه کار اجتماعی خوندم???????????? فقط بعضی جاها شکل کنایات یا افعال رو تغییر دادن.که چندان هوشمندانه و دقیق این اتفاق نیفتاده.حواسم رو برده مثلا.معمولا میگیم حواسم رو پرت کرده.... صدایی توو خیابونا پیچیده صدایی که حواس من رو برده(در موردش حرف زدم) میاد با التماسش توو ترافیک(چرا التماسش؟با التماس میاد.ش وزن پر کنه و همچنین با التماس اومدن رو درک نمیکنم) یه دختر با گلای نیمه برده(نیمه مرده نبوده؟) سراغ از هر چی ماشینو میگیره(جمله ی گنگیه!یعنی چی؟!باز اگه اون از رو برداریم خیلی بهتر میشه) تا توو دستش گلا پرپر نمونند(نمونن????) تا توو بن بستی که دنیاش داره(پرداخت ضعیف.تو بن بست دنیاش.دنیاش بن بست داره به عقیده من نه خیلی روتین و بی اتفاقه نه شاعرانه ست.یه جمله که یه مقدار طولانی ترش کردیم که تو وزن بشینه) واسش لبخندی رو از سر بخونند(بخونن????) ارتباط لبخند و بن بست رو پیدا نمیکنم.معمولا بیان این ارتباط هاست که به بند ضربه میده.لبخندو از سر بخونن؟خیلی دوسش نداشتم. صدایی میشکنه دیوار بغضو یه دختر میزنه هی پشت شیشه(پشت شیشه فکر نمیکنم درست باشه.به شیشه میزد!شاید سختگیرانه باشه) فقط دود و چراغ و چهارراهش(بازم ضمیر ش بی دلیل و نا به جا!) تموم خاطرات بچگیشه از لحاظ مفهوم بیت دوم رو خیلی دوست داشتم حواسم جای دیگه پرت میشه یه دختر میرسه با فال حافظ یه دختر که همیشه دوست داره بمونه هر چراغی رنگ قرمز رنگ قرمز به نظر من حشوه.هر چراغی قرمز بمونه دیگه.جمله کامله. ترافیکی که روو اعصاب میره واسه اون رنگ سبز آرزوشه که توو بازار بی رحمی دنیا با هق هق بچگیشو میفروشه بند خوبی بود.بخصوص نیم بند دوم چقد دلگیره از ما آدما که نگامون تلخه تنها اخم داره تو خیلی کوچیکی!! طاقت میاری? چقد دستای سردت زخم داره اون طاقت میاری ذهن منو برد سمت یه اتفاق بزرگ!ولی انتظارمو براورده نکرد مصراع آخر.غافلگیرم نکرد.با اینکه زمینه خوبی براش ساخته شده بود صدای دخترک دور میشه از من(ر از وزن خارجه...) آخه سبزه چراغه توو خیابون(چراغه نه.چراغ.لطفا????) تا قرمز شه دوباره این چراغا میمونه منتظر بازم هراسون در پایان بگم بازم که از خوندن ترانه ی اجتماعی خیلی خوشحال میشم.به شرط واقع بینی و حرف تازه!دیدگاه ویژه و از همه مهمتر آگاهی و سواد با ارزوی بهترین ها برای مولف چقدم حرف زدم????????????
  • سلام نوشتن کارهایی از این دست خیلی سخته،به این جهت که خیلی باید ترانه سرا و یا شاعر دقت کنه و باهوش باشه که به سمت شعار نره،چون بسیار مورد استفاده قرار گرفته و از بس شنیدیم و حرف هاش یک طرفه است بوی شعار گرفته بند اول فکر میکنم مصرع چهارم گل های نیمه مرده هست که به اشتباه تایپ شده،اما جدای از این موضوع تو این بند فقط یک گزاره خبری شنیدیم بند دوم نمونند و بخونند اگر میشد نمونن و بخونن خیلی بهتر بود،صامت(د) واقعا اضافه هست در این بند و بودنش هم به موسیقی لطمه میزنه و هم کاربردی نداره همچنین اینکه واسش لبخندی رو از سر بخونند....معنای خوب و درستی رو انتقال نداده بند سوم دیوار بغض!چه ارتباطی به این کار داشت و چه کارکردی در این ترانه؟ میزنه هی پشت شیشه از ضعیف ترین جابجایی ارکان هایی است که میشه دید،در بند های پایانی متوجه میشیم وقتی میگه بچگیش رو داره میفروشه یعنی اون دختر سن زیادی نداره اما در این مصرعی از این بند میخوانیم تموم خاطرات بچگیشه....اون هنوز بزرگ نشده که دود و چراغ خاطرات بچگیش باشه! بند چهارم حواسم جای دیگه پرت میشه جسارتا حواستون کجا پرت میشه؟ اگر منظورتون اینه از دختر گل فروش به دختر فال فروش توجهتون جلب شده نتونستین خوب انتقال بدین یه دختر تو مصرع دوم و سوم هر دو حشو هست و (یه)جز پر کردن وزن کاربردی نداشته بمونه هر چراغی رنگ قرمز،جابجایی ارکان که باز هم ضعیف و موسیقی رو خراب کرده بند پنجم ترافیکی که رو اعصاب میره واسه اون رنگ سبز آرزوشه شاید این تنها بیتی باشه که تصویر خوبی داشت و با مفهوم بود در این اثر اما همین بیت هم مشخص هست که با تعجیل نوشته شده و با واژه های نامناسب پر شده بند ششم در تمام ابیات این ترانه مولف روایت میکنه داستان رو اما به طور ناگهانی در بیت دوم این بند با خود دخترک صحبت میکنه و میگه تو خیلی کوچیکی....که این عدم مقدمه چینی و تغییر وضعیت رو اصلا مناسب نمیدونم و اینکه نشانه هایی مثل زخم بودن و سرد بودن و این ها بدیهی هست و کاربردشون فقط تکرار مکرراته چون هممون می دونیم اون ها چه وضعیتی دارند و وظیفه ی یک شاعر و یا ترانه سرا این هست چیزی که انسان های دیگه به ذهنشون نمیرسه رو بیان کنه ،نه گزارش خبری بند هفتم در مصرع اول با مشکل وزن روبه رو میشیم(احساس میکنم مؤلف وزن رو میشناسه چون در مصرع های دیگه به خوبی رعایت شده به جز موارد خیلی نادر مثل همون صامت (د)که اشاره شد اما این مصرع بی دقتی کرده) و در مصرع چهارم هم که باز هم جابجایی ارکان ضعیف صورت گرفته که متاسفانه مصرع پایان به جای ضربه زدن مخاطب رو بیشتر پس زده برای نتیجه گیری باید بگم کار خوبی نبود،و میتونم مؤلف رو تشویق کنم به نوشتن بیشتر و مطالعه که امیدوارم کارهای بهتر،پخته تر و به دور از شعاری بشنوم از ایشون موفق باشید ????????????????
    • با سلام خدت جناب شمس عزیز. اول اینکه ببخشید دیر پاسخ محبتتونو دادم. البته من توو تلگرام نقد موشکافانتونو خوندم و لذت بردم. باز هم ارتون ممنونم بابت وقتی که گذاشتید. موفق باشید.
  • کار نسبتا خوبی بود هرچند خیلی روایت روو و ساده ای داشت . اما روون و گیرا بود. میشد شاعرانگی کار رو هم بیشتر کرد و همچنین از تصاویر و تعابیر قوی تر و بکرتری هم استفاده کرد. بند اول کارت فکر کنم اشتباه تایپی وجود داره و کلمه "برده" در مصراع چهارم باید بشه مرده.(نیمه مُرده) وگرنه هم مشکل قافیه وجود خواهد داشت و هم مصرع مفهومی گنگ به دنبال خواهد داشت. در این قسمت: ترافیکی که روو اعصاب میره واسه اون رنگ سبز آرزوشه>>> در بند قبلی اشاره به "چراغ قرمز" شد و درست بود. ولی اینجا "سبز" . به نظرم تناقض وجود داره. رنگ سبز آرزوی چیه اون بچه هست؟ چراغ سبز بشه که ماشینها حرکت میکنند که!!! حتی توی بند پایانی هم به این موضوع اشاره کردی. برام ایجاد سوال کرده و فکر میکنم روایتتون یک لحظه از دستتون در رفته. *موفق باشید*
    • سلام جناب شریفی عزیز. خیلی خوشحالم که باز نقد شما رو پای کارم میبینم. در مورد بند اول بله حق با شماس اشتباه تایپیه. در مورد شاعرانگی کار به هر حال هر قصه یه ر ایتی داره که این روایت ساده تر ببان شده نسبت به کاراهای دیگه خودم. در مورد رنگ سبز آرزو اتفاقا من عمدا به رنگ سبز اشاره کردم که چون سبز نشونه زندگی، طراوت و شادابیه و در واقع حیاتو نشون میده و رنگ سبز آرزو درواقع دلخوشیه که اتفاقا اینجا با چراغ قرمز عجین شده. در نهایت باز هم ممنون از لطف حضورتون. شاد باشید.
  • صدایی توو خیابونا پیچیده صدایی که حواس من رو برده میاد با التماسش توو ترافیک یه دختر با گلای نیمه برده=نیمه مرده دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟ کار زیبایی بود لایک