jaye khali

همین که حرفه تو میشه
میبینم گونه هام خیسه
تهاجم میکنه دوریت
به این قلبه پر از,غصه

قبوله رفتنت سخته
بازم بدجوری دلتنگم
یه حسی,میگه اینجایی
میزارم دس روی قلبم

تو هرجایی بری جز تو
چشام چیزی نمیبینه
خودم قلبم رو بخشیدم
سزای عاشقی اینه

خیاله داشتنت اینجا
منو راحت نمیزاره
یه مرزی بینمون افتاد
که حالا قده دیواره

هنوزم جز تو از هرکی
که نزدیکم شه بیزارم
کسی جاتو نمیگیره
همیشه حلقتو دارم

نه میشه نه میخوام جز تو
به فکره خندیدن باشم
میدونم بعده تو باید
با حسم بی تفاوت شم

سکوت شب به هم خورده
از این بغضای تکراری
اگه برگردی این راهو
پلای پشتتو داری

توی قلبم یه جایی هس
که تنها با تو پر میشه
اگه دستات نباشه که
زمینه برفی sor میشه

تو قلبم جاتو خوش کردی
جایی که لایقت بوده
اگه میسوزم از دوریت
از آتیشه همین دوده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: