آی آدم ها

آی آدم ها
بشتابید بر لب دریا
کسی جان می دهد
کسی در آن دورترها
کسی از جنس ما
از جنس شما آدم ها
گه سر به زیر است و گه بر روی
گه پا می زند و گه کم روی
به فکر جان خویش است انگار
کمک خواستن نیست دگر یک شرم انگار
آی آدم ها
کمکش کنید چون امید دارد
امید به ماندن دارد انگار
بی قرار است و ابرو خمیده
در نیم نگاهش ته امیدی مانده
گلویش پر ز فریاد
تنش لرزان چو سیلاب
نگاهش به چشمان سر خوش شماست
به پاهای آویزان ز بند شماست
که شاید گره گشایی پیدا شود
به فکر آن روز افتد
آن دم که خود همچو او
گه به زیر رود و گه آید به رو
آی آدم ها…..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: