یک استکان رویا

سهم من از شادی این دنیا
چیزی به جز عطر حضورت نیس
آبادی این خونه راهش جز
تخریب دیوار غرورت نیس
…………
اینجا کسی جز تو نمیتونه
رو صورتم دست نوازش شه
توو جنگ اعصابم به غیر از تو
هیچی نتونس رنگ سازش شه
…………
بی تو که دیگه مرز بی معناس
بین من و خاک فروپاشی
طاقت نیاوردم ببینم که
دور از منم میتونی روپاشی
…………
باید یه لحظه جای من بودی
حرفامو شاید درک میکردی
روزای تنهاییتو شاید تو
سمت حضورم ترک میکردی
…………
معجون زیبایی و احساست
نوشیدن یک استکان رویاس
تعبیر اعجاز چشای تو
شیرینی آرامش دنیاس
…………
لبخند یعنی اینکه میتونم
روزای خوبو با تو بشمارم
دلتنگیای گاه و بیگاهو
به شونه امن تو بسپارم
…………
برگرد که روز حضور تو
زیباترین تصویر تقویمه
شادیشو دنیا وقتی اینجایی
با قلب من در حال تقسیمه
…………
محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: