نقاب

مدت هاست به این باور رسیدم
که تصویری غلط از خود کشیدم
بازیگری کردم نقشی از خود گذاشتم
که این نقش را هرگز دوست نداشتم

قطره ای شفاف از آتش بودم
درونم روحی پر عطش میدیدم
اما مث سنگی در آفتاب بودم
با دهانی خشک بی آب بودم

دلم میخواست عریان باشم
جهانم درهم و ویران باشم
دلم میخواست علفزارباشم
از هرچه نام زمان بیزار باشم

دلم میخواست که باد باشم
برای رویش ذهن خود آزادباشم
دلم میخواست که شاد باشم
یه روز سکوت یه روز فریادباشم

کاش مرا در خود رها می کردن
از این همه دروغ جدا می کردن
این زندگی خواسته من نیست
هر روز میگویم همه چی عالیست

حالا که به آخر خط رسیدم
به شناختی از خود نرسیدم
این من که شبیه خودم نیست
حالا نمیدونم اون خودم کیست

گم شدم در خود ناخودم
کیست پیداکندمنو جز خودم

از همه فراری ام و گوشه گیر
رویش ذهنم قفل شده به زنجیر
حالا این منم با یک دنیا دلواپسی
خسته هستم و نمانده نفسی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانم فنبری با تشکر از حضورتون در ترانه ام..کاملا با شما موافقم.من متاسفانه خیلی حسی و سریع ترانه مینویسم و کم پیش میاد کارامو ویرایش کنم.ولی تلاش خواهم کرد که از شعر فاصله بگیرم وترانه هایی با فضاسازی بیشتر و زبان عامیانه تر بنویسم.پایدار باشید.
  • جناب ایرانی خسته نباشید ممنون که ترانتون رو منتشر کردید.اینکه نوشتید به ترانه رو آوردید باید بگم بهتره زبان کارتون رو عامیانه تر کنید و حالا نميدونم اون خودم كيست این قسمت رو توجه کنید بهش کیست به لحن کار شما نمیخوره.کارتون تلفیق شده..در کل خوب بود.موفق باشید
  • سلام آقاي گرمسيري با تشكر از حضورتون...متاسفانه كاملا متوجه منظورتون نشدم.فكر ميكنيد اولين ترانه هاي من را مي خوانيد و منتظر ترانه عالي از من هستيد.حتما سعي خواهم كرد كه نظر شما را جلب كنم ولي دوست داشتم ترانه ام را نقد كنيد چون من ترانه هام موضوعي كه دارند برام مهم هستند چون من سالها شعر مي نوشتم و يكسالي است كه به ترانه رو اوردم.در هر حال خوشحال خواهم شد كه با دوستان وارد چالش شوم و از ترانه هام دفاع كنم.با آرزوي آرامش و شادي براي شما.....
  • با سلام جناب ایرانی فکر میکنم اولین ترانهایست که از شما میخونم منتظر ترانه عالی از شما هستم موفق باشید