پاییزِ مردادی!

راهی شدن تا کوچه ی بن بست
یک زندگی،یک مرگ تدریجی
اینجا توهم بهترین راهه
اینجا تو هم بی وقفه می گیجی

مردونگی ،مردن، کم آوردن
خالی شدن از عشق رویایی
با هم حسابی شاد و… بدبختیم!
من بی کسم، وقتی تو تنهایی

با این نمیتونم، نباید ها
وقتت رو تو قلبم هدر دادی
لطفا یکم آهسته تر بد باش
لطفا نرو، پاییزِ مردادی!

دردی که زجرم میده،میدونه
قانون من،قانون لبخنده
وقتی نمیپرسی،نمیفهمی
کی تو دلم زخمامو میبنده…

تو این قمر در عقرب آغوشم
خونابه ی غربت چکوند از درد
خواهش کنم ، را(ه) داره عاشق شی؟
مغرورم اما خواهشا برگرد

میبازم اما توی این بازی
باید برای زنده موندن مرد
گاهی تضرر بهترین سوده
گاهی به هر قیمت نباید برد

"حمیدرضا زرگران پور"

۹۱۵
۵۴