شب بیداری

شب بیداری (اجرا با صدای کوهیار نقوی)

دست از سر دنیای من بردار
من با خودم هم قهرم و خستَم
حرفای خوبی میزنی اما
شاید که حرفات کار بده دستم

من از همه کارام پشیمونم
از این اتاقی که پر دوده
از این صدایی که پر بغضه
دنیای من از اول این بوده

اجرای گریه قصه ی بارون
کنسرت شب بیداری چشمام
رقص قلم رو صحنه ی دفتر
تشویش تلخ واژه ی اتمام

حس های خوب از یاد من رفته
اینجا فقط محکوم پاییزم
من یک تمدن رو به پایانم
ایران بعد از خشم چنگیزم

من صادقم اما هدایت نه
من صادقم با قلب بیمارم
از من فقط سه قطره شعر مونده
از قطره های خون خودکارم

حس های خوب از یاد من رفته
اینجا فقط محکوم پاییزم
من یک تمدن رو به پایانم
ایران بعد از خشم چنگیزم

#علی شهبازی

۲۴۸
۱
۱