گنگ

غمی که گنگ و مبهمه

نمیشه از سر باز بشه

از طرفی نمیشه دل

عرصه ی تاخت و تاز بشه

یا که باید تو بِکَنیش

پرتش کنی تو آسمون

یا که باید خودت بری

دنبال اون کشون کشون

 

از هر طرف که فک کنی

عین دو سمت شمشیره

به هر طرف دست بزنی

پای خودت فقط گیره

 

بزار بمونه توی دل

جایی که درهم برهمه

به من که خیلی خوب میاد

غمی که گنگ و مبهمه .

 

۷۸
۱