برمیگرده

یکی اون سر شهر با چشمام غریبه
همون که یه روزی این اسمو صدا کرد
ازم دور نمیشد تا تنها نمونه
یه حس عجیبی ، اونو بی وفا کرد

 

قسم به جدایی که تاوان عشقه
هنوزم چشامو به راهش میدوزم
اگه برنگرده ، نمیگم میمیرم …
ولی تا ته خط ، به یادش میسوزم

 

میدونم تو قلبش یه جا واسه من هست
نگفت داره میره ، شاید بی قراره
میترسه بمونه ، بهم دل ببنده
مثل من بشینه با ابرا بباره !

 

یه دلواپسی و یه بغض گرفته
هوای نفس هام پُر از سوز درده
تو کنج خیالم یه تصویر میسازم
با من خوبه حالش … داره برمیگرده !

۵۶