توهّم.ها

توهّم.ها

هی مغلطه با فلسفه.هایی که خالی.ان بحث و جدل با آدمایی که حوالی.ان عینِ مترسک هستن و مشغولِ شالی.ان چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها

هی واژه پشتِ واژه پشتِ واژه می.چینی
نسبت به هر کی که کنارت باشه بدبینی
دنیا رو آلوده.تر از آلوده می.بینی
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
هی مغلطه با فلسفه.هایی که خالی.ان
بحث و جدل با آدمایی که حوالی.ان
عینِ مترسک هستن و مشغولِ شالی.ان
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
هی با خودت ور رفتن و ور رفتن و رفتن
باعث شده حالت بشه درگیرِ آشفتن
درگیرِ کابوسی چه بیداری چه در خفتن
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
دنیا به چشمت یک اتوبوسه که چپ کرده!
مات و سیاهه عینِ فانوسه که چپ کرده!
ملکِ سیاستکارِ منحوسه که چپ کرده!
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
کمبودِ نوره روزها فانوس دستت هست!
توی عزاداری شرابِ روس دستت هست!
تو مجلسِ شادی شمارِ بوس دستت هست!
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
وقتی یکی می.میره بهتت فلسفی می.شه!
وقتی دلت می.گیره بغضت فلسفی می.شه!
وقتی زمین درگیره حسّت فلسفی می.شه!
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
هیچی نخورده مستِ مستی هی تلو خوردی
بشقاب خالی بود و هی ماهی پلو خوردی
دنیا خره، هم از عقب هم از جلو خوردی
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
ابلح رها شو از زمانت ریسکی امشب
باله بخور تخمه بخور با ویسکی امشب
یا خوب می.شی یا که می.شی دیسکی امشب
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
یک عمره بازیچه شدی بیدار شو بیدار
دست از سرِ هر چی توهّم.زا شده بردار
افکارِ منفی رو ولش کن ای دلِ بیمار
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
توی خیابونی بیابونی نمی.دونی
از چشمِ بد آیا تو پنهونی نمی.دونی
غافل شدی شاید تو شیطونی نمی.دونی
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
تو خلوتِ آرومِ مردونه بشین تنها
تا حسّ غم از دور و اطرافت بشه مِنها
زاری نکن زجّه نزن اندازۀ زنها
چاره فقط اینه رها شی از توهّم.ها
*
*
sepehrsaravi

۸۷
۱

درباره‌ی sepehrsaravi

در ساری به دنیا آمدم کازشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم به نوشتن شعر و ترانه علاقه دارم هر روز در حال آموختن چیزهای جدید در حوزه ادبیات هستم
عضویت