با ما به از این باش

مه رو

جانم به لب آمد تا
از لب تو یک جمله شنیدم
خون به دل من کردی
ولی از تو روی خوش ندیدم

تو زییا مه روی من
گل خوش بر و روی من
با ما به از این باش

تو جانِ جانِ منی
گلم درمان منی
با ما به از این باش

آتش به دلم زد آن
چشمانت
صدای دلنشینت

ای جانِ دلم کی پس
رسد آن دم
که پیش تو نشینم

گیسوی پریشانت
لبخندت
وان دو چشم آهو

هوش از سر من برده
جانانم
کی کنی به من خو

#سمیه_مردانی

 

این ترانه روی ملودی نوشته شده

۷۹