نقد آقای مهران حسین زاده به ترانه خانم هانیه ریگی

تو این برزخو هدیه دادی به من
تویی که دلم رو بهت باختم
حالا نوبت این شده بشکنم
بتی رو که عمری ازت ساختم

همین تکیه به باد برام بهتره
همین که خیالت بره از سرم
کویرم اگه باشه این زندگی
میخوام از سراب چشات بگذرم

بیا یادگاریهاتو بردار برو
بزار خاطراتت رو خاکش کنم
تو این فرصتی که تو دوری ازم
دلم رو از عشق تو پاکش کنم

میگی پشیمونی ولی دیره
من دیگه از اسمت بیزارم
خیانتت کاری با من کرده
می ترسم از حرف دوست دارم

تو قلبم دیگه مرده اون حسی
که واسش زندگیمو میدادم
حالا به جاش یه زخم کاری هست
یادم میاره دل به کی دادم

نکاتی به ذهن حقیر میرسه که خدمتتون عرض میکنم.

توی بند اول اشاره کردین که:
تو «این» برزخو هدیه دادی به من…

برای شروع کار باید یه مقدمه چینی بشه که بعدش بتونین از «این» استفاده کنین.چون قبلا هیچ توضیحی داده نشده ،بنابراین مخاطب نمیدونه که منظورتون از «این» چیه.
در پایان این مصرع هم توصیه میکنم به جای « به من» بگین « بهم» .صرفا به این دلیل که از کلمه ی « من و تو » توی ترانه کمتر استفاده بشه بهتره.

مصرع چهارم این بند هم قبلا به کرّات استفاده شده.
مخصوصا اقای روزبه بمانی توی یکی از کاراش میگه:
بتی رو که یه عمر ازت ساختم…

شروع بند دوم هم به نظر بنده شروع خوبی نیست.میتونید خیلی بهتر بگید.چون احساس میکنم کمی گنگه برای مخاطب.
بعد از خوندن مصرع سوم منتظر یه پایان بندی بهتری بودم.اما به نظرم مصرع چهارم پایان‌بندی خوبی نبود و نتونست به خوبی کارو جمع کنه.

بیا یادگاریهاتو بردار برو…
«یادگاریهاتو» باید بشه «یادگاریتو».وگرنه مشکل وزنی پیدا میکنه.

توو این فرصتی که «تو» دوری ازم…
«تو» حشو محسوب میشه و وجودش فقط برای پرکردنه وزنه.
شین هم توی کلمه ی«پاکش» حشوه.مشخصا برای جوری قافیه استفاده شده.

بند ۴ و ۵ وزنش تغییر پیدا کرده اما دلیلش رو متوجه نشدم.
اگه بعنوان کُراس یا ترجیع‌بند استفاده میشد توجیه پذیر بود اما در غیراینصورت دلیلی برای تغییر وزن وجود نداره.
یا اینکه برای ملودی خاصی تغییر وزن داده باشین.

من دیگه از اسمت بیزارم…
«اسمت» باید بشه «اسم تو».وگرنه مشکل وزنی پیدا میکنه.

میترسم از حرف دوست دارم.
بهتر بود از «حرف» استفاده نمیکردین.چون دوست دارم یه جمله س.
سوای اون،کسی نمیگه از حرفِ دوست دارم.

بیت اول بند آخر هم ایراد وزنی داره.
توی بیت پایانی هم توصیه میکنم اصطلاح «زخم کاری» رو عوض کنین.چون قبلا خیلی ازش کار کشیده شده و دچار کلیشه شده.

یه توصیه ای دارم خدمتتون.سعی کنید حتما پایان‌بندی هر بندتون،تموم کننده ی خوبی باشه.یعنی ضربه ی نهاییِ خوبی باشه برای جمع بندیِ اون بندتون.
از قافیه ها میتونید بهتر کار بکشید تا کارتون از یکنواختی و گاها اطناب در بیاد.
این نکته ها خیلی بهتون کمک میکنه تا قلمتون پخته تر از این بشه.
احساستون تحسین برانگیزه.فقط اگه مقداری توی تصاویر یا سوژه هایی که انتخاب میکنین خلاقیت بیشتری به خرج بدین،کاراتون خیلی جذاب‌تر از آب درمیاد.
از خدای متعال براتون بهترینارو میخوام

۳۲۴
۳
۲