قسم
برات مهم نیست زیاد
چی به سر من میاد
اون همه عشق و احساس
انگاری رفته از یاد
وقتی دیدی رو گو نه م
میریزه اشک سردم
چرا نگفتی بازم
پیش تو برمی گردم
تو چشمای پر اشکم
می دیدی التماسو
اما بازم به قلبم
زدی تیر خلاصو
رفتی و با جداییت
نفسمو میگیری
گفتی قسم بخور که
سراغمو نگیری
دیدم که داری میری
راهتو سد نکردم
غرورمو شکستی
باز به تو بد نکردم
آبان ۹۳
برای واژه های دلشکسته
آغوش تو
پنجاه درجه