🎶 نیمکت خالی
دارم پرسه میزنم توو این خیابون
یه تهرون کلافهست از این حال و روزم
شبیه یه آوارِ مَتروکهام که
باید پایِ این بغضِ سنگی بسوزم
🌸
کجایی که حالا تهِ خط رسیدم
رفیقِ صمیمی واسه درد و دوری
یه دریا غمه تو گلوم بیقرارم
بگو بی من آخه چجوری صبوری؟
🌸
نشستم رو نیمکت همون جای قبلی
شدم مثه یه تندیسِ سرد و یخی
که زل می زنم به تهِ این خیابون
میونِ یه کابوسِ تلخ و برزخی
🌸
چراغای شهرم یکی در میونه
دارن پلک میزنن که خوابم نگیره
تمومِ پیادهروها گریه کردن
واسه اونی که پایِ عشقِ تو پیره
🌸
یه جوری شکستم که نایِ نفس نیست
چرا از تمومِ جهان چیدمت من؟
حالا سهمم از تو فقط بیکسی شد
چه ارزون به تنهایی بخشیدمت من!
🌸
شبیه یه سایه باهامی همیشه
خیالت یه لحظهم منو ول نکرده
یه جوری منو جا گذاشتی که انگار
مسیرت به این شهر دیگه برنگرده
🌸
حالا زانو هام خستهیِ این مسیرن
چشام غرقِ تکرارِ یه قابِ خیسه
یه جوری غریبم میونِ شلوغی
که حتی قلم از غمت مینویسه
🌸
هوا سرد و بارون به شیشه میکوبه
تمامِ وجودم پر از اضطرابه
سوالامو از کی بپرسم عزیزم؟
که دنیا بدونِ تو عینِ عذابه
🌸
دارم گم میشم توی بنبستِ حسرت
صدایِ قدمهام سکوتو شکسته
شبیه یه سیگارِ تا ته رسیده
که خاکسترش توی سینم نشسته
🌸
دیگه خطِ پایانِ این ناامیدی
شبیه یه فانوسِ رو به زوالم
فقط رد شو از این مسیرِ قدیمی
ببین ته کشیده دیگه حس و حالم