تقدیر و وصال

تقدیر و وصال

خواب را از سرِ من بُرد خیالت که شبی

بزنم فالی و هم‌قرعه‌یِ تقدیر شویم

آن‌قدر در تو فرو رفتم و غرقِ تو شدم

تا که با واژه‌یِ «ما»، لایقِ تفسیر شویم

تن به طوفانِ تو دادم که در این بحرِ عجیب

بسته به سلسله‌یِ زلفِ تو، زنجیر شویم

باید این بار تو یکباره به من دل بدهی

تا در آغوش هم آرام و زمینگیر شویم

بگذریم از همه‌یِ فاصله‌ها، تا من و تو

در دلِ خاطره‌یِ مشترکی، پیر شویم

#شادن_کچویی 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/118454کپی شد!
53
۳
۲

درباره‌ی شادن كچويي

در حال تجربه و مشق کردنِ دنیای کلمات هستم. از غزل به ترانه رسیده‌ام تا با زبانی ساده، روایت‌گرِ احساساتِ امروزی باشم. با من در اینستاگرام در ارتباط باشید: @sh_kachooei.65