« خیلی وقته »

(خیلی وقته) 

خیلی وقته که سراغمو کسی نمی‌گیره

دل تنها و غریبم  داره  اینجا می‌میره

خیلی وقته با نگاه آدما سَر می‌کنم

صدای پچ‌پچ عابرا‌رو  اَزبَر می‌کنم

روزای روشن آفتابیم

شبای  آروم  مهتابیم

لحظه‌ی شیرینِ بی‌تابیم

کو؟

بانی  روزای  بربادم

شاهدِ شبای بی‌دادم

ناجیِ این‌همه فریادم

کو؟

https://www.academytaraneh.com/115730کپی شد!
منبع
270
۱

درباره‌ی حمید اسم خانی

به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد باز هم: به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد .www//academytaraneh.com/author/takderakht/ /زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جاندکند تنم، عمر خسابش کردم/ /یک زمانی بود خودهای حقیقی در دل خود داشتیم بس به ذهن خویش کدهای مجازی کاشتیم.. .... این دومین پروفایل بنده است، چرا که رمز و راز پروفایل قبلی ام را فراموش کردم و پیدا نشد که نشد... https://www.adinehbook.com/gp/product/6009030163 https://www.aparat.com/v/ia2SO .