هم دست سرنوشت

این حس از اولش بیهوده بودو بس
یک عشق بی دلیل شاید هوا، هوس

شاید که آخره این جاده اشتباست
این که نمیرسیم چون راهمون جداست
باید که عاقبت با هم غریبه شیم
شاید غریبگی تقدیر ما دوتاست

قبول که قصمو خدا برام نوشت
اما توام شدی هم دست سر نوشت
بازیچه من شدم تو دست روزگار
تو دست ادمی مثل تو بد سرشت

سردرگمم هنوز چرا تو بد شدی
چی شد که یک دفه بازی بلد شدی
گذشتم از خودم درگیر تو شدم
اما به راحتی از من تو رد شدی

این حس از اولش بیهوده بودو بس
غرورمو شکست عشقی که شد هوس

از این نویسنده بیشتر بخوانید: