کافه تاریک

دست-ها-در-کافه

پشت این پنجره خیس ، توی این غروب غمگین
توی یه(یک) کافه تاریک ، من و بغضی سرد و سنگین
دوتا فنجون روی میزه ، یکیشون پُر یکی خالی
زیـر لـب زم زمـه مـن  ، بـا یـه آدم خـیـالی
یادته اون روز اول ، که تو این کافه نشستیم
از تموم زندگیمون ، واسه هم خاطره گفتیم
روزای بعدی همین جا ، قراره همیشگی شد
زندگیـم با بودن تو ، تازه شکل زندگی شد
ساعتای با تو بودن ، مثل طوفان زود گذشتن
روزایی که با تورفتن ،دیگه هیچ وقت بر نگشتن
دوتا پاییز اومد و رفت ، من هنوزم بی قرارم
لحظه ها یخ زدن و من ، تبِ تندِ انتظارم
انتظـارِ دیـدن تـو ، منو اینجـا میــکِشونه
یه روزی تو برمیگردی ، دل من اینو میدونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • با سلام و درود.... ترانه ای که سرودید ، جای هیچ نقدی نگذاشته.... موفق باشید.
  • بسیار عالی وهنرمندانه کلمات را خلق کرده بودید
  • سلام جناب حسینی من کلا از ترانه هایی که با فضای کافه سروده میشن خیلی خوشم میاد...این کار که دیگه عالی بود فقط اون یه بیت که مشکل قافیه داشت روی ترانه به نظرم تاثیر منفی گذاشت ولی در کل کارتون عالی بود
  • سلام جناب حسنی عزیز..ترانه زیبایی بود ولی شروع کارتون خیلی بهتر بود.موفق باشید
  • سلام دوست عزیز هنرمندم ترانه زیبایی سرودید و با اون تصویر زیبا ما رو هم بردید به اون کافه
  • سلام آقای حسینی ترانه خیلی زیبا و دلنشینی بود خیلی لذت بردم از خوندنش موفق باشید
  • سلام آقای حسینی ترانه ی بسیار زیبایی ازتون خوندم آفرین به این احساس در ضمن تصویری هم که گذاشتین برای این ترانه خیلی خوبه موفق باشین لایک
  • سلام . ترانه ی قشنگی از شما خوندم .موفق باشید
  • بسیار عالی لذت بردم
  • سلام جناب حسینی عزیز بسیار زیبا و دلنشین بود کارتون . درود بر شما . لایک تقدیم خودتون و ترانه ی زیباتون
  • درود بر شما جناب حسینی عزیز . ترانه ای زیبا همراه با تصویرهای خوب از شما خوندم . بسیار ملموس و قابل همزادپنداری بود و شاید خیلیا با شنیدن ترانه ی شما خاطره ای در وجودش زنده بشه .بهتون تبریک میگم و اینکه ترانتون قابلیت اجرایی خوبی هم داره .امیدوارم بزودی ترانتون رو همراه با وکال و موسیقی بشنویم . مانا باشید
    • سلام تعریف و تمجید شما هم افتخاری بزرگ برای من خواهد بود و هم شور و اشتیاق فراوانی برای ادامه کار در من ایجاد خواهد کرد از شما ممنونم
  • چهار خط اول کارتون رو دوست داشتم. به شرح فضا و حال و هوای روایت اشاره میکنی. این عبارت رو دوست داشتم:"دوتا فنجون روی میزه ، یکیشون پُر یکی خالی". اما از بند سوم و در شروع این بند، استفاده از عبارت:یادته اون روز اول! توی ذوق منه مخاطب میزنه. درسته که راوی قصه دچار یه خیال پردازی شده که در بند قبلی بهش اشاره کردی ولی در بند سوم و وجود اون عبارت، به نظر بنده اشتباه هست. شما به هرحال راوی قصه و گذشته ای هستید که بین شما و یک نفر دیگه که به هرحال الان دیگه نیست؛ هستید و به نوعی این خیال پردازی نوعی مرور اتفاقات و قرارهای گذشته ،بهتره کنترل شده باشه . ولی با کلمه "یادته" در این بند، نوعی غلو و اگر ناراحت نمیشید نوعی پرت گویی و خیال پردازی بد صورت میگیره. بهتر هست مثلا گفته میشد: یادمه >> یادمه اون روز اول ، که تو این کافه نشستیم.---- در ادامه بعد از این مرور گذشته و خاطرات ، بهتر بود با یک بند، دلیل این جدایی و رفتن رو بهتر و شفاف تر بیان میکردید. البته بنده هم خودم کاری دارم به نام سکانس آخر؛ که اتفاقا اون کار هم تقریبا فاقد همچین بند شفاف ساز هست و درکارهای زیادی هم بنده موارد مشابه دیدم. بنده نظرم اینه اگه اون بند هم بود کار بهتر میشد--- در این بند: "دوتا پاییز اومد و رفت ، من هنوزم بی قرارم". نمیدونم کلمه "دوتا" یک دلیل شخصی و دلی هست و یا صرفا برای پرکردن وزن و مصراع اومده؟! ------------------ در کلیت کار، بنده به غیر از اون مصراع : "دوتا فنجون روی میزه ، یکیشون پُر یکی خالی" حرف تازه ؛ کلمه ای خاص و بکری ؛ زاویه دید متفاوت به موضوع ندیدم. اما خوبیه کار شما اینه که به روایت و فضاسازی اهمیت میدهید. انشالله بیشتر از شما بخونم. *موفق باشید*
    • سلام یسیار بسیار ممنون از شما که زمان گذاشتید ترانه رو با دقت خوندید و نظرات بسیار درستی رو نوشتید . من در آخرین ویرایش "یادته" رو تبدیل به "یادمه" کردم ولی مجالی برای ایجاد تغییرات در این سایت وجود نداشت . به هر حال من در اول راه هستم و نظرات شما میتونه پلی به سوی آینده برای من باشه /ممنونم
  • سلام آقای حسینی گرامی از خوندن ترانه ی روان شما لذت بردم. تصاویر خیلی رئال و خوب بود. اما فکر می کنم پایان رو خیلی محکمتر می تونستید تموم کنید.و (یه روزی تو بر می گردی، دل من اینو می دونه) خیلی جالب نبود. جسارت من رو ببخشید. اما در کل فکر می کنم باید خیلی قوی تر ترانه گفت. امروزه ترانه ی خوب گفتن رو همه بلد هستن ولی متفاوت و ناب گفتن مهمهکه حتما شما از عهدش برمیاید. کافه، قهوه،قرار و انتظار و ... بسیار تکرار شده ولی اگه با نگاهی متفاوت اونها رو ببینیم و استفاده کنیم خیلی قشنگتر و ماندگار تر خواهد بود. با آرزوی بهترین ها.
  • سلام شهاب عزیز. آقا ماشاالله همه فن حریفی و هنرمند.ساز میزنی و ترانه های ناب میگی و.. زندگیـم با بودن تو ، تازه شکل زندگی شد لذت بردم دوست من. خیلی خوب بود. پایدار باشی.
  • سلام آقای حسینی تبریک میگم من به شخصه از خوندن ترانه تون لذت بردم
  • سلام ترانه ی زیبایی بود بخصوص که تصویری مرتبط هم گذاشتین که فکر خوبیه وبسیارصفحه رو زیبا وذهنو آماده میکنه دوستان خواهند آمد و مفصل درباب ترانه تون سخن میگن اما فقط در دوجا فکر کنم ازجهت تکنیک قافیه ها جای صحبت داشت و اما ترانه وشعر قافیه نیست وقافیه هم شعر ساز نیست اگر به اجرا فکر کنیم اینها قابل اغماض خواهد بود اصل بر فضای خیال و احساس و ابلاغ حسه که خوب بود کارشما با توضیخ اینکه یک شاعر وترانه سرا صدالبته باید قافیه را بشناسه عیوب را بشناسه واگر فضای کل کار در عین رعایت سایر خواص یک کلام شاعرانه ایجاب کرد که جایی قافیه رو با همون عیب تحمل کنه واین مقدار خسارت فنی هم به بدنه وروح کار آسیب چندانی نزد بلکه کار راه انداخت فکر میکنم جواز داشته باشیم از جهت وجدان ادبی که نادیده ش بگیریم فکر کنم در اجرا ترانه تون خوب از آب دربیاد بسیار هم خوب و لایک
    • ضمن تشکر از لطف شما / ریشه کلمات نشستیم و گفتیم که (نشست و گفت )میشه به هیچ عنوان قافیه نخواهند بود ولی در شکل آهنگین ترانه خللی ایجاد نکرد برای همین ازش گذشتم اگر منظور شما همین بیت بود .تغریباً دانسته این کار رو کردم ولی اگر در ابیات دیگر مشکل قافیه دیدید لطفا به من بگید
      • خیر همین مورد بود و میدونستم که دانسته وبا تدبیر این امر انجام شده بخاطر همین هم توضیحاتی دادم بسیلر هم خوب امیدوارم اجراشو همینجا بشنویم موفق باشید
  • به به دروووود شهاب عزیز....عاااالی بود داداشم.... لذت بردم.... به امید موفقیت روزافزووونت
    • سلام مصطفی جان این که این ترانه از چیزی که باید باشه بهتر شده رو بی گمان مدیون شما و نقدهای مثبت شما هستم بابت الطافت بی نهایتت ممنون
      • درود شهاب عزیز... اختیار داری عزیزم... کاری نکردم... خودت با روح و طبع ظریفانه ی خودت خالق این ترانه ی خوب شدی... بهت تبریک می گم رفیق
  • سلام عرض شد جناب آقای حسینی عزیز تبریک میگم بخاطر این کار زیبا و احساسی بسیار روان و لطیف نگارش کردین به امید اینکه کارای بیشتری از شما ببینم سلامت باشید.