تو که نیستی

تو که نیستی به جات هرشب

کنار پیرهنت خوابم

روزا وقتی که بیدارم

چقد داغون چه بی تابم

تو که نیستی دلم میخواد

که با فکرت هم آغوش شم

هرازگاهی که درگیرم

با دستای تو آروم شم

شبام اینجوری سر میشه

به جات میبوسم

به جای اینکه تو باشی

بغل کردم لباساتو

هنوز با اینکه تو نیستی

دو فنجون قهوه رو میزه

چشام از وقتی که رفتی

پر از اشکه همش خیسه

حسودی میکنم وقتی

که دستاش لای موهاته

دلم خون میشه میبینم

که خنده روی لبهاته

شبام اینجوری سر میشه

به جات میبوسم عکساتو

به جای اینکه تو باشی

بغل کردم لباساتو

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خیلی هم خوب بود
  • سلام خانم شیرخانی . بنده هم با نظر دوستان موافقم و روی وزن و قافیه باید خیلی بیشتر از اینها کار کنید تا بتونید احساستون رو به بهترین شکل بیان کنید و هم خواننده از خوندنش لذت ببره و هم قابلیت اجرا داشته باشه . براتون آرزوی موفقیت دارم
  • سلام خسته نباشید من اهنگساز وخواننده هستم ازکارای شما لذت بردم میخواستم بدونم می تونیم باهم همکاری داشته باشیم djali2014@yahoo.com
  • سلام.با نظر استادان عزیز موافقم ولی در کل ترانتون پر از حسه.خیلی هم خوب موفق باشید.
  • سلام خانم کار زیبایی بود اگه یه بار دیگه ویرایشش کنین زیباتر از این هم خواهد شد.
  • درود بر شما... منم با نظر دوستان دیگه موافقم... ولی حس خوبی در ترانه تون دیدم... به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
  • سلام عرض شد تبریک به خاطر احساسی که در ایت ترانه خرج کرید اما از بعد فنی با آقای حسینی موافقم اکثر قافیه ها اشتباه هستند که به کار لطمه زده ولی در کل به لحاظ احساسی کار زیباییست موفق و موید باشید.
  • سلام شما استعداد خوبی برای نوشتن دارید ولی در این ترانه بیشتر قافیه ها اشتبه است وزن هم که ........ عکس با لباس / موها با لبها / خیسه با میزه/ آغوش شم با آروم شم قافیه نیستند موفق باشید