پاییز

 

پاییز

صدای خش خش برگ، صدای شرشر بارون، صدای خاموش درد

صدای جرنگ جرنگ از مدرسه

صدای کف زدن آب روی حوض

با اینا غصه ها مو در می کنم

با اینا پاییزو باور می کنم

شادی خوندن کوکب خانم ازتوی کتاب

وحشت افتادن از بام حساب

نشرعطر تازه از برگ  کتاب

با اینا غصه ها مو در می کنم

با اینا پاییزو باور می کنم

ذوق پوشیدن لباس فرم مدرسه

شوق نشستن تو کلاس، پشت میز

حس ایجاد یه رویای بلند از توی سر

با اینا غصه ها مو در می کنم

با اینا پاییزو باور می کنم

فکر پیداکردن یه دوست ناب

عشقترسیم رو ی کاغذ ،جوی آب

ترس از نرسیدن و موندن توی خواب

با اینا غصه ها مو در می کنم

با اینا پاییزو باور می کنم

ذوق گفتن دیکته به همدیگه

شوق انداختن امتحان به  یک روز دیگه

عشق بازی،زنگ تفریح تو حیاط مدرسه

با اینا غصه ها مو در می کنم

با اینا پاییزو باور می کنم

با اینا معلمو باور می کنم

ناصر یادگارفرد-آباننود و چهار

از این نویسنده بیشتر بخوانید: