بانو

تورو عاشق نکردم من ، خودت خواستی که لیلا شی

منم مجنون تو بـــانو ، صــدام کردی که پیـدا شی

همین روزا میام پیشت ، تـو آغـوشت رهــا می شـم

شبیه مــرد رویـــاهــات ، از عشق تـو فنــا می شم

بیـــا بانـــو نگاهی کـن ، با اون چشـم اهــورایـی

همیـن بس دلبرم باشی ، که امشب تو چـه زیبــایی

نگـــاه تــو بــرای من مثــه اون مـوج دریــــایِ

همون دریا که طغیـــانش توی ســاحـل تماشــایِ

عجب آرامشی بـانــو ، چه طـوفــانی به پـــا کرده

که انگار تـــاب گیسـویت من و از من جــدا کرده

بمـون بـانــو تــو پیش من ، که قلبم بی تــو آشوبه

همیـن احساس دلشوره ، کنــارِ تـــو چقــد خـوبه

بگــو بـانـــو کـدوم کوچـه ، سر راهتـو می گیـره

کـه این مجنــون از عشـق تو سر کوچه زمین گیره

بــزار یـک نیمــه شـب تنها سرت رو شونه هام باشه

بــزار مهـتاب ایـن کوچــه ، رو مـوهای تو پیدا شه

نگـــاه تــو بــرای من مثــه اون مـوج دریــــایِ

همون دریا که طغیـــانش توی ســاحـل تماشــایِ

عجب آرامشی بـانــو ، چه طـوفــانی به پـــا کرده

که انگار تـــاب گیسـویت من و از من جــدا کرده

 

ترانه سرا : اسمر شجاعان

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: