دیوار

یه دیوارِ میونِ ما ، بلند و تیره و سنگی

ما رو از هم جدا کرده ، همین دیوارِ دلتنگی

نمیذاره که دستامون ، یه لحظه مالِ هم باشه

نمیذاره دلِ تنگم ، برای یک نفس وا شه

نداره رو تنِ دیوار ، یه روزن رو به آزادی

که چشمات و ببینم باز ، بشم سرشارِ از شادی

از اون روزی که ما دیدیم ، نشونِ عشق و تو سینه

از اون روزی که فهمیدیم ، مسیرِ عاشقی اینه

دلامون غرقِ ماتم شد ، تنامون گوشه دیوار

تمومِ لحظه های ما ، شدن دلتنگی دیدار

تو متنِ قصه ها هر شب ، پر از حرفای حسرت شد

نشستن پشتِ این دیوار ، برامون رنگِ عادت شد

من و تو گم شدیم پشت ِ ، یه دیوارِ سیاه و سرد

به فکرِ روزِ پیوندیم ، توی آبادیِ بی درد

 

بیست و هفتم بهمن ماه نود و یک بود که این ترانه عاشقانه متولد شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: