"رقص سرنیزه"

انفجاری سکوت قرنو شکست
هشت سال تمام حادثه شد
جشن پیروزی قلم به تفنگ
رقص سرنیزه ها روی ژ۳ شد

جای بارون رو خاک خسته ی ما
خون و ترکش نشست و خمپاره
یادگار بابا ازون کابوس
پرده ی گوش تا ابد پاره

موج موج از دلاورای وطن
جونو قربونی وطن کردن
دردو بی واهمه پذیرفتن
تا که ثابت کنن چقد مردن

تا سرودی دوباره سر بدن از
عزت و غیرتی که کم نمیشه
دشمن اینو چه دیر فهمید که
پشت کوه از تگرگ خم نمیشه

جنگ اینو نشون دنیا داد
نسل بابا چقد جنم داره
مثل انگشتای دو دست بابا
این ترانه دو بند کم داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: