"تنها نیستی عشقم"

آسمون خوابیده
سایه ها بیدارن
مردم از مهتاب
عاشقی بیزارن

کوچه ها بی فانوس
جاده ها گمراهن
شب گلاویزه با
هر چراغ روشن

هیشکی مثل تو نیس
با سحر همزادی
بی دلیل نیس که از
چشم شب افتادی

تنها نیستی عشقم
قدرتو می دونم
من غم چشماتو
بی صدا می خونم

تو غم و شادی ها
روحمون هم حسه
با تو همراهم تا
انتهای قصه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: