برگ تنها

سلام ای نوبر فصلای مجنون

سلام ای دختر شاه پریون

 

سلام ای عاشقی های نهفته

تو ای پاییز من ، تنهای خفته

 

برقص ای شاعرانه فصل زردم

به پای تو همیشه بغض کردم

 

برقص تنها امید برگ بیتاب

به وقت شب ، به زیر نور مهتاب

 

یه ابر تیره وقتی خسته باشه

تو اوج آسمون از هم می پاشه

 

به آغوشت یه بارون تکیه داده

خیابون عاشقی کرد بی اراده !

 

چه آوازی می خونه برگ تنها

میون هر قدم شبهای سرما

 

بیا که من هنوزم بی قرارم

تو ای بارون منو تنها نذارم

 

یه ابر تیره وقتی خسته باشه

تو اوج آسمون از هم می پاشه

 

به آغوشت یه بارون تکیه داده

خیابون عاشقی کرد بی اراده !

 

 

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: