قصه ایرانی

هرچی سرم بیاد میگم
تقصیره این دله منه
روزی نیاد که ببینم
دله تو داره می شکنه

خودم نوازش می کنم
خودم بقل می گیرمت
برای من قصه بگو
سر میذارم رو دامنت

بگو که گرگه قصه ها
دنباله یه کار دیگس
توو خونه ی بزغاله ها
عاشقی و سادگی هس

بگو که از جنگلِ شب
راحت عبور کرد پیره زن
به راحتی با اشتیاق
با یه کدو قِلقِله زن

قصه بگو از حسنی
سیبای سرخ، دیو سیاه
شیشه ی عمرو بشکنی
تاریکی ها میشه تباه

هفت درو بستی نمکی
یه درو نبستی نمکی
دیوه میادو می بره
زندگیمونو الکی

گرگه به گله می زنه
هوار هوار … دروغ میگه
چوپون قصه نباید
دروغ بگه … بسه دیگه

ماه پیشونی شادی بکن
نذار که تنهایی بیاد
غصه هاتو رها بکن
تا ببره اونارو باد

بارون گرفته باز هوا
پیره زن مهربونی
توو خونه ی کوچیکشم
باز راه میده هر حیوونی

تمومه این خاطره ها
حالا دیگه تموم شده
این روزا وقته آدما
به پای هیچ حروم شده

دیگه کسی واسه ی ما
قصه نمی خونه شبا
چطوری خوابم ببره
بدونه قصه امشبا
………………………
B.S

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

683
۶
۳

  • سلام جناب صنعتی..ترانه تون زبان کودکانه داره اگر برای اجرا یا گروه سنی بزرگسالان نوشتین زبان مناسبی انتخاب نکردین اگرهم برای کودکان نوشتین یه جاهایی مثل اول ترانه از این زبان تخطی کردین.. امشبا؟؟؟ این به چه معناست؟؟؟؟ موفق باشید
    • سلام صادق جان عزیز، بابت این ترانه سسرتا پا اشتباه ازت عذر میخوام،حق با شما و وحید جانه... امشبو نگارشش بود که برای درست سازی ظاهری قافیه امشبا نوشته شد که کار بی جایی بود، موفق و پیروز باشی
  • بسیارزیبا بود موفق باشید
  • بهزاد جان سلام .امیدوارم خوب و سلامت باشی من بعد از شاید یک سال دارم دوباره تو آکادمی فعالیت میکنم و این واقعا برام جالب نیست که ببینم بعد از این مدت بهزاد صنعتی که انقدر پیگیر ترانه بوده هنوز ایراد قافیه داره،تعداد زیاد ایرادای نگارشی داره و از همه بد تر نوشتن "بقل" بود تو ترانه.عذر میخوام که انقدر رک صحبت میکنم چون از قدیمی ها هستی و از قبل میشناسمت میگم انتظار من از شما بیشتر از این هاست .امیدوارم به مطالعه مون اضافه کنیم و هر روز بهتر از دیروز باشیم.موفق تر باشی دوست من :-)