تنهایی

با سلام خدمت دوستان جدید و قدیم بعد از مدت ها غیبت با یه ترانه ی جدید به فضای جدید آکادمی برگشتم:(

دیگه حسی به خیابون ندارم
دیگه بارون واسم عاشقونه نیست
دیگه غیر قاب عکسای قدیم
هیچ تصویری تو ذهن خونه نیست

دیگه حتی آینه ی اتاقمم
خیلی وقته رو به من زل نزده
نمیدونم حتی چن ساله که عشق
سمت تنهایی من پل نزده

من یه تقویم پراز تنهایی
من یه تقویم پر از پاییزم
یه زمستونه تو قلبم از بس
گریه هامو تو خودم میریزم
قاب این پنجره ها خسته شدن
از تماشای من دیوونه
من یه عمره حبس کردم خودمو
طرح این خونه مث زندونه

یکی باید برسه شبیه تو
تا منو دوباره عاشقم کنه
عکس خنده هات فقط میتونه
منو باز شبیه سابقم کنه

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: