حسرت

دیگه عاشقی تو هوات کافیه
تموم میکنم زندگیمو برو
از این رابطه سهم من حسرته
نفس میکشم خاطرات تورو

دارم تو مسیری قدم میزنم
که تو لحظه لحظش تورو داشتم
تو بارون کنار تو عاشق شدم
تو نیستی و من چتر برداشتم

تو باید یه شب جای من باشی تا
بفهمی که روز و شبم گم شده
بفهمی اون عشقی که سهم تو بود
توی این روزا حرف مردم شده

'دارم میرم، داری میری، داری گم میشی تو رویام
میدونم که دیگه نیستی میدونم که دیگه تنهام'

همه ترسم این بود که تو این روزا
از احساس مرده م یه چیزی بگم
رو حرفم میمونم رو حرفت بمون
ما این زندگی رو باختیم به هم

من از این حقیقت نمیترسم و..
از این زندگی پامو پس میکشم
یه جور ِ دیگه زندگی میکنم
به دور خودم یه قفس میکشم

'دارم میرم، داری میری، داری گم میشی تو رویام
میدونم که دیگه نیستی میدونم که دیگه تنهام'

از این نویسنده بیشتر بخوانید: