"آفتابی شو"

از کوچه ی ما هر وقت
رد می شی توقف کن
با رایحه ی عطرت
یک شهرو تصرف کن

این لحظه ی خوش یمنو
هی کش بده تا فردا
آفتابی شو اونقد که
کور شه چش ما مردا

بازیچه ی دستاته
قانون دل مردم
شادیت گره خورده
با خون دل مردم

دنیای بدون تو
به زردی پاییزه
خورشید به عشق تو
با ماه گلاویزه

دنبال توام دایم
هرجا که بشی راهی
تو ساحل و من موجم
من موج و تو گوش ماهی

با تیتر درشت بنویس
هرجایی که می شینی
"دیوانگی کامل
با شیوه ی تضمینی"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • بی نظیر ...!!!! دیگه باید سکوت کرد و چیزی نگفت ...
  • سلام یاسر جان مثل همیشه زیبا و شنیدنی بود از خوندنش لذت بردم شاد باشی دوست خوبم
  • سلام یاسرجان. کار زیبایی بود.بسیار خوش فرم و خوش وزن.آفرین. پایدار باشی و سبز.
  • عرض ادب .. کارتونو دوست داشتم ولی یه کم ساده تر بنویسید تا ارتباط بیشتری بگیریم یعنی یه کم تشبیهات ملموس تر باشه بهتره .. ولی درکل بسیار زیبا بود تبریک به این احساس (گل )
  • سلام یاسر جان بسیار کار زیبا و خوبی بود واقعا کارت رو دوست داشتم دلتنگ کارای زیبات بودم داداش
  • سلام یاسر عزیز اثر با احساسی است یکی دو نکته بگم از دید خودم در مطلع کارت میگی : با رایحه ی عطرت ابتدا بگم خود واژه رایحه به نظرم مناسب ترانه امروز نیست همون بوی عطرت صحیح تر هست و وقتی رایحه رو استفاده کردی بیشتر به حشو بودن این خط دامن زدی چو رایحه همان عطر هست اینجا بحث من زبان گفتار هست که بیشتر باید در ترانه رعایت بشه .... این لحظه ی خوش یمنو هی کش بده تا فردا آفتابی شو اونقد که کور شه چش ما مردا اگر به این صورت بنویسی پیوست مفهومی بهتر و دلیلی برای آوردن این لحظه میشه اصطلاحا چپ نویسی در این خط اتفاق افتاده است آفتابی شو اونقد که کور شه چش ما مردا این لحظه ی خوش یمنو هی کش بده تا فردا ............ قانون دل مردم همواره در متون ادبی و به خصوص شعر و ترانه دل جایگاه منطق نبوده است چون اساسا قانون از منطق و عقلانیت می آید پس قانونی برای دل نمی توان تعیین کرد .. خون دل مردم خون دل خوردن مردم مصدر خوردن اینجا قابل حذف نیست یاسر عزیز و بعد سوالی که برای من پیش میاد این که چرا کسی از خون دل خورن کسی شاد باید بشود ؟ منطق روایی در این خط پیش بینی نشده است و باید بگویم این بند به طور کلی ضعف تالیف دارد ...... هرجا که بشی راهی جابه جایی ارکان به جهت رسیدن به قافیه بوده است و کاملا ضربه زننده حتی در انتقال مفهوم تو ساحل و من موجم من موج و تو گوش ماهی تکلیف این خط مشخص نیست با خواننده بالاخره معشوق ساحل هست یا گوش ماهی قطعا توامان این اتفاق نمی تواند بیفتد .... موفق تر باشی
    • سلام احسان جان. ممنون از نقد خوب و با ارزشت. در مواردی باهات موافقم. فقط در مورد شاد شدن معشوق از خون دل خوردن عشاق این حرف تازه ای نیست که خوبرویان سنگدلن و غصه عاشقانی که دل به اونها باختن رو نمی خورن. مرسی که وقتتو برای نقد این ترانه گذاشتی.
  • یاسر جان ترانه فانتزی جالبی بود ... ممنون ... فقط این بند به کار ضربه زده دنیای بدون تو به زردی پاییزه خورشید به عشق تو با ماه گلاویزه دلایلشم : بیت اول و دوم واسه من مخاطب هیچ ارتباطی به هم نداره و اصلا نمی دونم دنیای بدون تو به زردی پاییزه چیو می خواد بگه و من باید چه برداشتی کنم ... همچنین به مونث و مذکر بودن خورشید و ماه هم دقتی نشده .... چون معشوقه شما مونثه و خورشید عاشقش نشه بهتره چون در ذهن عوام خورشید مونثه بیشتر ... دوتا دخترم که عاشق هم شن کار درستی نیست ... حداقل در کشور ما ... درضمن نکته ی دیگه ای که به ذهنم می رسه .... سلیقست و بیان سلیقه جایز نیست ... خواستی بعدا ازم بپرس ... شبکه های اجتماعی نیستم ... چون گوشی ندارم فعلا ... گمش کردم ... ;-)...
    • سلام علیرضا جان... خوبی؟ راستش باهات موافق نیستم! درباره نکته ای که گفتی دنیای بدون تو به زردی پاییزه به نظرم خیلی معنی واضح و مشخصی داره یعنی بدون تو دنیام مثل پاییز زرد و غمگینه... درباره خورشید و ماه هم میشه اینطوری برداشت کرد خورشید که نماد نور و روشنایی هست همیشه با ماه در جنگ و نبرد به سر میبره تا روشنایی تو کامل بشه و همه بتونن تو رو ببینن! البته چندتا برداشت دیگه هم میشه کرد که اگه خواستی بعدا دربارش حرف میزنیم.... راستی اینکه دختر نمیتونه عاشق دختر بشه... اگه از دیدگاه تو یخوام به این بند نگاه کنم این میتونه یه نوع ویژگی بارز و مثبت معشوق رو نشون بده که انقدر تو خوب و دلربایی که حتی خورشید که به قول تو به دید مونث بهش نگاه میشه هم با عشق خودت درگیر کردی... همینطور که میبینی برداشت ها متفاوته و این یه ویژگی خاص این بنده که خودم به شخصه دوسش دارم... بازم اینایی که گفتم نظر شخصیم بود... ایشالا خود آقا یاسر منظور اصلیشون رو برامون توضیح میدن... موفق باشیم! :)
      • من منظور اصلی و توضیح ایشونو نمی خوام ... ;-) ... از صحبت های خودتم بانو مائده مشخصه که به سختی برداشت خودتو داشتی.... حتی اگه این بند خوبیم باشه بدرد این ترانه نمی خوره ... فدای همتون ... :-)
      • سلامی دوباره... اصلا هم مفهموم این بند سخت نیست و من به خوبی احساسش کردم... به هرحال اختلاف سلیقه همه هست دیگه داداشی :)
      • همه جا*
      • نچ! بذار ایشون تشریف بیارن کلا دلایلمو بیان می کنم ... هنوزم سر حرفم هستم ... سلایق مختلفه درست ... ولی این کار یک کار خاص نیست و برای سلیقه خاص نوشته نشده ... اگه کار راک بود یا سورئال می پذیرفتم ... این جا با کاری رو به رو هستیم که می خواد فضای نوستالژیک واسه ذهن ایجاد کنه پس تمام اتفاقاتشم باید در خدمت ذهن من باشه تصاویر باید پیچیدگی نداشته باشن ... اما مثلا اگه یه کاری شبیه کارای من بود ;-) که می خواد اندیشه نویسنده رو تو ذهن مخاطبش بگنجونه (کلا زوری هست کارای من) بله اشکال نداره ... اما اینجا ما با یه کار کاملا واقع گرا روبه رو هستیم ... روزت خوش ...
      • همین اندازه که میدونی این ترانه با ترانه های خودت قابل مقایسه نیست واسم کافیه...کلا نوشته های تو همه پایه و اساس علمی و پیچیدگی خودشو داره...یعنی مدلش همینه :) طبق گفته خودت این ترانه مخاطب خاص نداره و هرکی آزاده هربرداشتی داشته باشه و منم فقط برداشت خودمو گفتم.. ببخشید آقا یاسر که وارد بحث شدم... **موفق باشید**
      • سلام علیرضای عزیز. دلمون تنگ شده برات. بمیره هرچی آدم گوشی دزده. منظور من از گلاویز بودن ماه و خورشید همون تعقیب و گریزی هست که مثل دو دشمن همدیگه رو دنبال می کنن و باعث پدید اومدن روز و شب میشن.هم خورشید عاشق معشوق منه هم ماه و جنگ سر این معشوق بی همتا بهانه بوجود اومدن روز و شب میشه. تو کل ترانه مرتب سعی شده اغراق بشه در اهمیت و زیبایی و توانایی معشوق: با رایحه ی عطرت یک شهرو تصرف کن-آفتابی شو اونقد که کور شه چش ما مردا-شادیت گره خورده با خون دل مردم-دنیای بدون تو به زردی پاییزه اینا همه در راستای همون ترانه "حال شهر" خودم هست که گفته بودم: از خیابون که رد میشی آروم قرمز و سبز رنگ میبازن تو ترافیک واژه عاشق هات خط به خط هی ترانه می سازن سرد و بی اعتنا قدم می زنی زخم هرکوچه باز نمک می خوره قامت تیر برق ها هر بار پیش پات خم میشه ترک می خوره حتی خورشید یه نور بی رمقه تو مداری که گرد ماه منه بین ابرا یه غلغله برپاست آسمون هم برات فلاش می زنه روز کوچ فرشته ها یکیشون تو شب بی ستاره جا مونده وقت خِلقت خدا واسه خَلقت بیست دفعه "وان یکاد" خونده اون کلاغی که ما رو باهم دید همه ی شهرو با خبر کرده حال شهر از منم خراب تره خنده هات رو همه اثر کرده
      • ما مخلصیم آقا یاسر ... بسیار عالی ... الان موافقم ... راستی خدا نکنه ... چرا بمیرن !؟ به هرحال اینم یه شغله ... تو ایران با درصد دزدی کمتر ... من که راضیم ... جلو ۲۴۹ میلیون تومن سهمم از اختلاصو که نتونستم بگیرم حالا یه رقم دیگه هم روش ... فدای تو ... تازه این مقصر خودم بودم ...
  • سلام آقای بهبهانی مثل همیشه عالی موفق هستین امیدوارم که موفق تر از همیشه ببینمتون در مورد این مصرع که نوشتین من موج و تو گوش ماهی متوجه منظورتون نشدم گوش ماهی اینجا چه معنایی میده؟
    • سلام نسترن خانم. ممنون از حضورتون. منظور گوش ماهیای کنار دریان که شاید شما صدف یا چیز دیگه ای بهشون می گید و گاهی درونشون مروارید پیدا میشه. اگه ابهامی بود بگید توضیح بیشتر بدم.
      • ممنون از توضیحتون جالبه نمی دونستم به صدف گوش ماهی میگن
  • دنیای بدون تو به زردی پاییزه خورشید به عشق تو با ماه گلاویزه
  • سلام بابای آدریان :) به به! به به! آقا هرچی جلو تر رفتم بیشتر تحت تاثیر احساس ترانه ت قرار گرفتم... مخصوصا دو بند آخرت عالی بود... دنبال توام دایم هرجا که بشی راهی تو ساحل و من موجم من موج و تو گوش ماهی با تیتر درشت بنویس هرجایی که می شینی "دیوانگی کامل با شیوه ی تضمینی" فقط یه پیشنهاد :) دیوونگی کامل با شیوه تضمینی**البته به خاطر اینکه تو محاوره بیشتر میگیم دیوونگی تا دیوانگی اینو میگم در کل خیلی روون و خوش وزن... موفق...
    • سلام مایده خانم. ممنون از حضور فعالتون. مصرع آخر چون جمله ای بود که به عنوان تیتردرشت واسه تبلیغ استفاده میشه مناسبت داشت به زبان کتابی و غیر محاوره باشه. مثل تبلیغاتی که می نویسن "آموزش زبان به روش تضمینی" منظور اینکه هرکی میخواد دیوانه بشه بیاد اینجا جنونش تضمین شده ست. ولی جالبه که حمیده خانم این بند رو بند خوبی نمیدونستن همچنین بند خورشید و ماه رو دچار ضعف تالیف می دونن. کلا تو بحث ادبی اختلاف نظر زیاده.