ترانه اجتماعی " بی پولی "

" بی پولی "
یکی از درد بی پولی تنش هر روز می لرزه
توو روزنامه پی اینه که کُلیّش چند می ارزه
یکی سرمست از قدرت یکی سرمست از پولش
یه عالم نوچه و نوکر دارن سر میرن از کولش
یه عالم پورشه و مزدا یه عالم بنز و بی ام وی
خیابون نه ! نمایشگاه ، تکبر های پی در پی
یه لقمه نون واسه خیلی شده رویای دیرینه
چه جور از عدل باید گفت زمانیکه فضا اینه
***
یکی از درد بی پولی قدم هاش سُست و نامردن
یکی کج میشه راهش چون جلوش این راهو وا کردن
نمی تونم نگم از این ، همه دلشوره و تلخی
بزار تا بشنوند عالم ، بزار تا بشنوند برخی
***
یکی از درد بی پولی تنش هر روز می لرزه
واسه چوب هراجی که تنش خورده نمی ترسه
نمی تونم بگم اینو یه ناموس از دل ایرون
واسه فقره که میفروشه حیا و عفت و ارزون
خدایا خیلی دلگیرم از این امروزِ این مردم
الان اینجوره از اول شروعش بوده با گندم
اگه آدم تخطی کرد گناهش آبروش و برد
گناهش بود غفلت، نه برای اینکه گندم خورد
خدایا کاش یه روزی شه همه با هم برابر شَن
همه دنیا بدون مرز همه با هم برادر شَن

تمام

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

713
۲۴

  • علیرضا جان کارت رو خوندم موفق باشی دغدغه هاتو دوس دارم
  • سلام آقای کنعانی ترانه زیبایی بود تبریک میگم.
  • سلام..ترانه خوبی بود..و صد البته حرفای خانم بیرانوند هم خیلی کمک کننده هست...سبز باشی
  • سلام جناب کنعانی واقعاااااااااااا زیبا بود خیلی ..
  • سلام آقای قاسمی عزیز از حضورتون ممنون درسته این ترانه هنوز جای کار داره تشکر
  • سلام جناب هرندی. موضوع کارتون که خیلی خوب و قابل تامل بود. آفرین. چند نکته: کلمه تخطی به نظرم به بقیه کار نمیخوره و یه جورایی تو ذوق میزنه. بی ام و ... و پی در پی قافیه نیستن. هم چنین میلرزه و میترسه، البته شاید از عمد این جوری نوشتید تا مفهوم مدنظرتونو برسونید؟ پایدار باشید.
  • خدایا کاش یه روزی شه همه با هم برابر شَن همه دنیا بدون مرز همه با هم برادر شَن
  • درود جناب هرندی... همه چیزو نسیم گفت... ترانه خوبی ازتون خوندم... موفق....
  • سلام.افرین
  • سلام جناب هرندی. اول بگم که چه اسم خوبی انتخاب کردین...خود اسم ترانه جاذبه داره و جذب مخاطب میکنه. شروعش خیلی خوب بود اما بعدش کم کم از قدرت ترانه کم شد... ما یه زمانی میرفتیم کلاس فیلمنامه نویسی... استادمون بهمون گفت برای اینکه بتونید دیالوگ قوی بنویسید و یا با درد جامعه از نزدیک آشنا بشید، یه دفترچه یادداشت تهیه کنید و برید توو دل جامعه...برید توو پیاده روها ، توو ایستگاه های اتوبوس، توو بازار..برید بگردید و چیزهایی که میبینید و میشنوید رو یادداشت کنید تا چیزی که بعدا مینویسید برخاسته از واقعیت باشه و به دل بشینه... من یادمه دو سال پیش بود که توو بازار بودیم، شب عید بود...یه مرد مسن که چهره اش خیلی خسته بود، یه بسته شیرینی دستش گرفته بود...پاش به یه سنگی خورد و افتاد زمین...تمام شیرینیهاش روو زمین پخش شد..،این آدم اونقدر ندار و بی پول بود که شیرینیها رو با حال خراب از زیر پای مردم جمع میکرد و میریخت توو جعبه شیرینی... یعنی اونقدر این صحنه برام تکون دهنده بود که تا مدتها از خودم به خاطر نعمتهایی که داشتم بیزار بودم... شما هم میبایست قبل از اینکه قلم دست بگیرید بزنید به دل جامعه...برید توو جاهای فقیرنشین شهر و یادداشت کنید...حتی خطوط چهره ها رو یادداشت کنید... توو ترانه هیچ وقت نگید:"خدایا" خدا رو فعلا رها کنید بچسبید به خلق خدا...نیازی نیست با خدا صحبت کنید...از درد جامعه بنویسید...تصویری بنویسید... من یه داستانی نوشتم راجع به یه کارتن خواب...چون حرکات این کارتن خوابها رو از نزدیک دیده بودم خودم زار زار گریه میکردم و مینوشتم... اگه از فروختن عفت حرف میزنید تصویری حرف بزنید...حتی اخبارگوها هم روی تصویر حرف میزنن. توو روزنامه پی اینه ((که)) کُلیّش چند می ارزه اینجا شما اگه "که" رو حذف کنید روانتر میشه. بعضی جاها قافیه رعایت نشده.مثل میلرزه و میترسه... امیدوارم که دفعه ی بعد مثل یه خبرنگار برید توو دل جامعه و دردهای مردممون رو با تصویر مخابره کنید که این تنها تفاوت ترانه سرا با بقیه ی مردم عادیه. موید باشید:)
    • اصلاح میکنم:توو ترانه هایی که از درد مردم حرف میزنید هیچ وقت نگید:"خدایا" فقط درد و به تصویر بکشید. توو بقیه ی ترانه ها بگید "خدایا" اشکالی نداره:)
      • سلام خانم بیرانوند مرسی بابت حضورتون و بابت اینکه اینقدر دقیق به مسائل پیرامونتون دقت دارید راجع به این ترانه باید بگم موضوع ترانه بی پولی هست اما منظور دقیق این جانب اختلاف طبقاتی شدید بین اقنیا و فقراست و اگه میخواستم دقیق تر و موشکافانه تر بهش بپردازم تعداد ابیات بیشتر می شد و لذا مختصر نوشتم که حوصله مخاطب سر نره و از بکار بردن حرف های شعاری که گوش مرد دیگه ازش خسته شده جلو گیری کنم و باید بگم این کار عجله ای بود و نمی شد دیگه کاریش کرد شاید اگه وقت بیشتری داشتم بهتر می شد. اما در رابطه با بکار بردن واژه خدایا منظورم این بود که بعد گفتن این موارد و مشکلات جامعه گلایه هامو پیش خدا بردم و بخاطر بکار بردن جریان گندم خوردن حضرت آدم که تو آخر مصرع بکار برده شده بود باید یه توضیح تو بیت بعدیش میدادم که همین باعث تکرار واژه ی خدایا در شعر شده که بنظرم اشکالی نداره موفق و پیروز باشید
      • نه دیگه.اسم ترانه باید معرف متن ترانه باشه. چیزایی که بهتون گفتم خیلی کمکتون میکنه تا ترانه های اجتماعی قوی تری بنویسید. من کلا با ترانه هایی که مستقیما نصیحت میکنن(ترانه ی شما این کار و نکرده) و یا ترانه هایی که وسط ترانه دوربین و از ملت میچرخونن سمت خدا و شروع به گلایه میکنن مخالفم...ترانه سرا باید کاملا بی طرف باشه..فقط و فقط روایت کنه...مثل یه مستند ساز باشه و نتیجه گیری رو باید بذاره به عهده ی مخاطب... یا اگه موضعش و مشخص میکنه، مثل آقای افشین مقدم: کسی که فرش میبافه "نباید" روو حصیر باشه اون قدر قوی این کار و بکنه که این موضع گیری لابه بای تصویرسازیهای بکر و زیبا محو بشه و کلا با تصویر ، این کار و بکنه و نصیحت وار نباشه... ممنون از شما.
      • *اصلاحیه: لا به لا
      • سلام درست میفرمایید خوب من هم تو این زمنیه کم تجربه هستم و این ترانه اولین ترانه ی اجتماعی من بود و انشالله تو کارای دیگه بهتر این موارد و رعاییت میکنم مرسی از نقدتون
  • درود سلام آقای محمدی اولا که ممنونم از اینکه به بنده لطف کردید و قابل دونسید و سری بما زدید دوما درسته حراج بوده اشتباه تایپی رخ داده بخاطر عجله در کار چون واقعا یه کار عجله ای بود سوما این مصرع رو باید با مکث خوند و اشاره میکنه که خداوند فقط به خاطر خوردن گندم ناچیز حضرت آدم رو تنبیه نکرده و دلیل اصلیش نافرمانی و غفلت آدم از پروردگارش بوده ، اگه با مکث خونده شه رون تر میشه خوند و معنی و مفهومش مشخص می شه چهارما که دلیل من بخاطر عجله ی من بخاطر این بود زود این ترانه رو بزارم تو آکادمی تا نقد بشه و تصحیحش کنم پس ناراحت نمیشه و فقط برای نقد ترانه هامو تو آکادمی میزارم پنجما چشم حتما به آثارتون سر می زنم البته شما که از ما سر ترید و نیازی به نظرات ما ندارید ششما که انشالله همیشه سربلند و پیروز باشید و همیشه کارای خوب ازتون بخونیم هفتما محتاجیم به دعای دوستان هشتما یا علی مدد
  • جناب کنعانی هرندی سلام ... اولا که احساس همدردی اجتماعیتون رو تحسین می کنم ... دوما که وزن خوبی داشت ترانه ... سوما که حراج نه هراج ! اشتباه تایپی شده احتمالا ... چهارما که گناهش بود غفلت، نه برای اینکه گندم خورد این مصراع رو اصلا نمیتونم روان بخونم ... پنجما که امیدوارم از انتقادام ناراحت نشده باشین ... ششما که اگه دوست داشتین به کارام سر بزنین و نقدشون کنین ... هفتما که واستون آرزوی سلامتی ، آرامش و موفقیت می کنم ... هشتما که التماس دعا ؛ یا علی ...