امید

( امید )
اگه از ابرای تیره و سیاه زندگی (م )
داره بارون مصیبت میباره روی سرم

اگه سر نوشت شوم و خانه سوز
شوکران نا مرادی میریزه توو ساغرم
اگه توو تالاب این تقدیر تلخ
دست و پا زنون دارم فرو میرم
اگه توو بستر احتضار عمر
هی دارم جون میدم و نمی میرم
ولی باز

دس رو زانو هام میذارم پا میشم
چشم به راه خورشید فردا میشم
با خودم میگم اگه
آسمون زندگیم
پر شه از تشعشع تابش نور
نور امید نور عشق
نور انگیزه واسه یه زندگی پر غرور
با خودم میگم اگه
همه ی پنجره ها ( م )
باز دو باره وا بشه رو به طلوع
رو به آغاز به شروع
که تو این بگو مگو
می بینم از رو به رو
دیو زندگی داره بازم به جنگ من میاد
کاغذ آرزوهام افتاده ( می افته ) توو دستای باد
ولی باز
دس رو زانوهام میذارم پا میشم
چشم به راه خورشید فردا میشم
پا میشم
پا میشم ……

از این نویسنده بیشتر بخوانید: