به این زودی نمیبازم

به این زودی نمیبازم
تا اینجا اومدن بس نیست
میخوام تا آخرش وایسم
تا آخر؛ کار هر کس نیست

تا آخر کار بیدی نیست
که با یک باد میلرزه
من اون سروم که میدونم
وجودم چند می ارزه

یه حسی توو وجودم هست
مث خشم و مث کینه
همونی که با این دردا
تووی چشمام میشینه

آره این چشمای سرخم
میخواد دردا رو برداره
از این دنیای لا کردار
از این دنایای بد کاره

از این دنیا که هر شب رو
توو آغوش یکی سر کرد
چشای خیلی از ما رو
بدون زحمتی تر کرد

به این زودی نمیبازم
میخوام درگیر شم با غم
رسیدن حقمه حتی
اگه آروم اگه کم کم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: