خدایا چقدر دوستت دارمو (شب قدرتون آسمونی)

داره قلب من درد و حس می کنه
عجیبه یکم دیر عاشق شدم
یه حس جدیده که می بینمش
همون آدمه خوب سابق شدم

چطور آخه راحت نمی دیدمش؟
نمیشه حضورش رو انکار کرد!
چقد سخته حالا که فهمیدمش
به این بی مبالاتی اقرار کرد!

تو باید خودت سربه راهم کنی
نذار پا از احساس تو کج کنم!
رگ خواب من دستته،‌پس نذار!
خدایی نکرده …با تو لج کنم!
***
دیگه قدر دستاتو می دونم و
بدون ِ تو اینجا نمی مونم و
نذار بیشتر از این سرم خم بشه
دیگه از گذشته پشیمونم و…

خدایا چقد دوستت دارم و
همه درد و پیش تو می ذارم و
واس ابریای تو چشمای تو (ابری ها)
خودم تا خودِ صبح می بارمو…..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانوم نصیری راستش منم با کارتون خیلی ارتباط گرفتم ترانه هایی که احساس توش موج میزنه رو دوست دارم فقط یه پیشنهاد تا اخر ترانه که چیزی مشخص نیست موضوع خداست یا نه به نظرم اگه ترجیع ترانتون رو جا به جا کنید و ترجیع موضوع کلی ترانه رو مشخص کنه یعنی در مورد خدا باشه خیلی بهتره ترانتون هم دوازده بیت بود که استاندارد یک ترانه هستش آقای قاسمی عزیز فرموندن کوتاهه که اینطور نیستش موفق باشید چراغ امید تو دلتون روشن
  • درود بر شما خوب و روان. با کمی تامل و صبر میتونست تصویر بیشتری داشته باشه اما این چیزی از زیبایی کار شما کم نمیکنه دوست من موفق باشی راستی به اشعارم دعوتی
  • سلام کار نسبتا خوبی بود با ایراداتی که دوستان گلم اشاره کردن بهترین باشی
  • حس خوبی داشت.موفق باشید
  • بسیار زیبا
  • المیرا خانوم ادم سابق که تو شعر اوردین مگه عاشق بوده؟اگه اره ..دیگه دیر عاشق شدم معنا نداره....چطوری اخه نمیدیدمش...اینجا اخه اصلا خوب نبود.....پامو کج کنم؟؟؟؟؟؟؟اخر شعر رو هم می خواستین یه جوری زودتر تمومش کنین....کلا هم تو شعرتون ادم فک نمی کنه طرف صحبت خدا باشه تا اون بیت اخر .....البته این بعضی وقت ها حسن ولی تو این شعر فک نکنم...در اخر هم شعر خیلی کوتاه بود.........امیدوارم از نقدم ناراحت نشین ...
    • سلام ممنونم از حضور آینه وارتون....حقیقا نقد بسیار دقیق و سازنده ای بود..خیلی خوشحالم کسانی مثل شما رو ترانه های ایراد دار وقت می ذارن و به ترانه سراها ارزش قائل می شن..چون شاید اگه من جای شما بودم همچین ترانه ای رو حتی تا آخر نمی خوندم چه برسه وقتی برای نقدش هم بذارم.ممنون....بله حق با شماست و ترانه ام از نظر محتوا مبهمه...قصدم از ابتدا خدا بوده...اینکه روز الست یکبار عاشقش بودیم و حالا فراموش کردیم و لازمه دوباره عاشق بشیم...به هر حال ایراد از کار من بوده که این منظور رو نرسونده..ممنون لطفا راهنمایی تون رو از من و امثال من باز هم دریغ نکنین!
  • سلام ، تنها می تونم بگم حس خوبی بهم دست داد و ترانه یعنی همین امید وارم که همیشه همین قدر ترانه ها تون با دل مخاطب بازی کنه و باعث آرامش شنونده ها بشه فارق از قواعد و اوزان بنظر من ترانه ی خوبی بود موفق باشید
  • سلام و درود خانوم نصیری این کار خیلی به دلم نشست فقط جسارتا از نظر من دوجا کار مشکل داره که اگه برطرف بشه خیلی ترانتون عالیه یکی مصرع آخر این بند : تو باید خودت سربه راهم کنی نذار پا از احساس تو کج کنم! رگ خواب من دستته،‌پس نذار! خدایی نکرده …با تو لج کنم! وزن به هم ریخته و یکی هم دو مصرع بند آخر که کلا کیفیت کارتونو پایین آورده همیشه پیروز باشید
  • سلام خانم نصیری کارتون خیلی خوب شروع شده و به نظرم با عجله تموم کردین. با آرزوی بهترین ها