مجسمه

لباس شرمو بکن از تن لطافت شعر
عروس باکره ی تو دیگه یه راهبه نیست
یه سالی میشه که خونه ش ته جهنمه و
سکوت اون واسه آرامش و مراقبه نیست

حالا مجسمه ای مونده جای دختری که
ترک ترک تن اون سرزمین زلزله هاس
یه عمر از هیجانش قلم به رقص می اومد
حالا یه مرثیه خونه که راوی گله هاس

عروس باکره ی تو الان یه هرزه شده
که از نهایت دردش با هرکی می خنده
حریق ملتهبی که حریف دریا بود
حالا تمام وجودش به عطسه ای بنده

یه بغض تلخ گلوگیر صداشو پرکرده
به عشق و زندگی و هرچی هست شک داره
براش تمام مسیرا به سمت بن بسته
به کل آدمای گل بدست شک داره

سراغمو بگیر از پچ پچای مردم شهر
ازین جماعت پرادعای بی همه چیز
می خوام چشام یه جهنم حقارتو بریزه
تو چشم مردای هیز و غریبه های مریض

عروس باکره ی تو الان یه هرزه شده
که از نهایت دردش با هرکی می خنده
حریق ملتهبی که حریف دریا بود
حالا تمام وجودش به عطسه ای بنده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سارا حبیبی

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست . sarahabibipoam@gmail.com

  • سارا خانوم کارتون و دوست داشتم هرچی به اخر رسید شعرتون بهتر شد ..ولی گاهی احساس کردم بعضی بیت ها روان نیستن
  • سلام خانم حبیبی.بابت جسارتتون واسه پرداخت همچین سوزه ای تبریک
  • یه بغض تلخ گلوگیر صداشو پرکرده به عشق و زندگی و هرچی هست شک داره براش تمام مسیرا به سمت بن بسته به کل آدمای گل بدست شک داره سلام خانوم حبیبی بسیار عاااااااااااااااااالی بود حضورتون رو تو آکادمی تبریک خوش امد میگم امیدوارم حضورتون مداوم باشه ترانه انقدر قوی بود دوستان یادشون رفت کاره اوله و نقد کردن و کاره اول نقد نمیشه ولی این یک نقطه مثبته موفق باشید چراغ امید تودلتون روشن
    • سلام علی عزیز رو چه حسابی ارسال اول نقد نمیشه؟ شدیدا منتظر پاسخ منطقیت هستم
      • از اون موقعی که من تو آکادمی ام همین بوده کاره اول خوش آمد گویی و تقریبا شناخت از قلم ترانه سرا ولی بیشتر برای خوش آمدگویی هست شما دوست داری نقد کن رضا جان کسی نمیگه چرا نقد کردی من سعی میکنم این کارو نکنماختیار شما دست خودتونه عزیز
      • سلام جناب یاری. سپاس از حضورتون. انشالله در مورد اجرای کارها با شما و اهالی موسیقی همکاری موفقی داشته باشیم. در مورد نقد خوشحالم که شامل اون رسم نشدم. چون دلیل اصلی حضورم تو آکادمی همین نقد شدن ترانه هام هست.
  • سلام و درود. خوشامدید به آکادمی. با آرزوی بهترینها برای شما. موفق باشید.
  • اوه...ترانه تون خیلی شاکی بود...ولی مضمون انتقادی داشت..همینش برام جذاب بود..منتظر کارای بعدی تون هستیم...امیدوارم سابقه و تجربه ترانه نویسی تون زیاد باشه نه تازه کار این طوری با ترانه های پخته تری آشنا میشیم...به هرحال سبز باشی
  • سلام کار زیبا با احساسی عمیق خوندم ازتون؛ بسیار عالی پیروز باشید
  • سلام خانم حبیبی کار خوبی بود البته نقایصی هم داره، با این که نمی دونم چه مدته می نویسین، ولی چیزایی که به نظرم میادو می نویسم اولا در مورد انتخاب وزن به نظرم اصلا انتخاب خوبی نبوده، «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن» از این جهت مناسب نیست که با مضمون غمگین کار هماهنگ نیست، اگه کسی با وزن هماهنگ بشه و مفاهیم کلمات رو بذاره کنار، یه حس طرب و خوشایند بهش دست میده، نمونه ش تو کارای حافظ زیاد هست: خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست بند اول «یه سالی»، یکی از «ی» ها حشوه یه عمر از هیجانش قلم به رقص می اومد/ از وزن خارجه درستش «یه عمر از هیجانش قلم به رقص اومد» همینطور: سراغمو بگیر از پچ پچای مردم شهر و می خوام چشام یه جهنم حقارتو بریزه در مورد بند سوم با آقای زال نژاد موافقم. یه نکته دیگه هم در موردش هست: عروس باکره ی تو الان یه هرزه شده که از نهایت دردش با هرکی می خنده حریق ملتهبی که حریف دریا بود حالا تمام وجودش به عطسه ای بنده عروس باکره ای داشتیم که هرزه شده، متناسبش به نظرم اینه که عطسه ای داشتیم که حریق ملتهب شده، منظورم اینه که آتیشی داشتیم که خودشو به خاطر عشق یک نفر کنترل می کرده و حالا ناگهان شعله ور شده. اما چیزی که تو تعبیر عطسه داریم درست برعکس این مفهومه در کل برای اولین کار، کار خوبی بود. موفق باشید.
    • سلام جناب میرزایی. سپاس بابت نقد خوبتون. با قسمت هایی از نقدتون موافقم. اعتقادی به دفاع از کار هنگام نقد شدن ندارم و خوشحال میشم هر ترانه من به نقد عالمانه شما مزین بشه. موفق باشید.
  • سلام خانم حبیبی خوش اومدین ترانتون زیباست. تصاویر و حرف های نابی داره اما یه ضعف داره. به نظرم بند تکرا ترانه باید زیباترین و بی نقص ترین بند باشه تا بتونه شدید ترین ضربه رو به مخاطب بزنه اما عطسه کار رو خراب کرده. چند بار ترانتون رو خوندم اما هیچ ارتباطی بین عطسه با فضاسازی همون بند و بندهای قبل پیدانکردم. اگر عطسه رو حذف کنیم هیچ لطمه ای به کار نمیزنه و بودنش هم کمکی به انسجام افقی بند و عمودی بندهای ماقبل نمیکنه. تنها یک توجیه برای عطسه هست و اون هم مصرع بعدشه. من فکر میکنم شما این بند رو در انتها نوشتید به عنوان خاتمه بعد در بین بند های ۲ و ۳ قرارش دادین. پیشنهادم اینه یا از تکرار منصرف بشید و بند عطسه رو اختصاص بدین به مقطع کار، یا رو عطسه بازنگری بفرمایید چون حیف یک کلمه، سطح یک کار به این خوبی رو پایین بیاره. موفق باشید خانم حبیبی
    • سلام جناب زال زاده. سپاس از بذل توجهتون. منظور اون بند اینه که آتیشی که روزگاری دریا هم نمی تونست خاموشش کنه الان به حدی از ضعف رسیده که با عطسه ای خاموش میشه. شاید واژه ها در انتقال معنا ضعیف بودن که شما چنین نظری دارید. ممنون
  • سلام. اولین چیزی که جلب توجهم کرد وزن ترانه تون بود. خیلی عالی بود. یاد ترانه های قوی خانم مهسا پهلوان افتادم. موفق باشید.
  • سلام اولا که خیلی خووووش اومدددددددددددددی! دوما واقعا کار زیبایی بود سوما حتما یه روز یکی از بهترینهای آکادمی خواهی شد من مطمئنم
    • سلام. ممنون از شما بابت خوش آمدگویی. انشالله در کنارهم پیشرفت داشته باشیم. من خیلی در زمینه ترانه تجربه ندارم و بیشتر شعر کار کردم. امیدوارم با هم به اوج قله های پیشرفت برسیم.
  • سلام سارا جان کار خوبی بود. عروس باکره ی تو الان یه هرزه شده که از نهایت دردش با هرکی می خنده حریق ملتهبی که حریف دریا بود حالا تمام وجودش به عطسه ای بنده با آرزوی بهترین ها
  • لباس شرمو بکن از تن لطافت شعر عروس باکره ی تو دیگه یه راهبه نیست یه سالی میشه که خونه ش ته جهنمه و سکوت اون واسه آرامش و مراقبه نیست
  • ترانه جالب و زیبایی ازتون خوندم موفق باشید.
  • کار خوبی بود موفق یاشید..
  • سلام با تمام وجود یه چیز میگم واقعا کارت عالی بود کارت درسته فراتر ازون چیزی که شما ترانه گفتین با احساس دخترانه تون من به مردی تمام لمس کردم مرحبا یک ترانه بدون عیب و نقص دست مریزاد دختر موفق باشی
    • ورودت را به اکادمی خوش آمدم میگم
      • سلام جناب شریفی. ممنون بابت خوش آمدگویی و حضورتون. هیچ کاری مسلما بدون نقص نیست و انشالله نقایص رو با نظرات صاحبنظران عزیز برطرف خواهیم کرد.