زمستونای من یلدا نبودن

تو نقش اول دلتنگیامی

توو کابوسا و بغضای شبونه

هنوزم خاطراتت زندگیمه

تو این تقدیر تاریک زمونه

تو از دلواپسی هام دورِ دوری

نمی دونی چه قد افسرده هستم

نمی فهمی که تقدیرم چه جوره

نمی دونی چه کاری دادی دستم

هوای سرد این شهر و ندیدی

زمستوناش دنیا غرق درده

تو چار فصل دلم رو سرد کردی

حالا مرداد هامم سرده سرده

تو با پائیز در من ریشه کردی

که هر پائیز فصلی از جنونم

همه پائیزها حساس میشم

کنار خاطراتت مهربونم

دوباره اولین برگی که افتاد

تداعی شد قراره اول ما

صدای خش خش تنهائیامه

که بد کرده منو با فصل سرما

کی چشماتو به عشقم بسته حالا

کی این جوری چشاتو کور کرده

یکی حتما کنارت هست امسال

که این جوری تو رو مغرور کرده

پرم از شکوه های فصل پاییز

تو پائیزا رو در من زرد کردی

زمستونای من یلدا نبودن

تو آدم برفیا رو سرد کردن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: