شبیه یک هنرپیشه

چقدر حالِ من این روزا شبیه حالِ تو میشه
تو دنیای خودم نیستم شبیه یک هنرپیشه
یه نقش اول و دارم به جای تو رو سِن میرم
رو این سِن بی تماشاگر با دنیای تو درگیرم
یه نقشی رو به من دادی که هر روز روی اکرانِ
نه می دونم که می خنده نه می دونم که گریانِ
یه روز اسیر نور میشه یه روز اسیر تاریکی
یه روز اسیر ترسویی یه روز اسیر بی باکی
آهای بازیگر شهرم تو که هر روز و در اوجی
نه می خندی نه می گریی بشو تو آخرین منجی!
می خوام رد شدم از این صحنه از این بازی تکراری
یه عمرِ آرزو دارم نقاب از چهره برداری
چقدر دنبال اون روزم که از راه می رسه بازم
یه سقف تازه از باور به جای شبهه می سازم
شروع تازه ی من شو شبیه حال الانم
تو بشکن بت این روزُ بشو سوره ی الحانم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • خواهر عزیزم خانم حفیظی سلام بنده امیر محمد محمدی از کاربران تازه وارد هستم و یه سوال از شما داشتم ... می خواستم بدونم یه ترانه چقدر طول می کشه که توسط مدیر سایت تایید بشه و قابل نمایش برای بقیه کاربران بشه ؟! ... من الان نزدیک سه روزه یه ترانه ارسال کردم و هنوز توی سایت نیومده ... ممنون میشم اگه قابل بودم آگاهم کنید ...
    • سلام آقای محمدی ورودتون رو به آکادمی تبریک میگم فکر می کنم ۴ روز طول می کشه تا ترانه تایید بشه توسط مدیر سایت و البته این مدت زمان شما فرصت دارید اگر تغییری در ترانه خواستید ایجاد کنید. براتون آرزوی موفقیت در این عرصه رو دارم و امیدوارم آکادمی شما رو به خواسته هاتون نزدیک تر کنه با آرزوی بهترین ها
  • سلام...بقیه نکاتو بازگو کردن...موفق باشی چقدر حالِ من این روزا شبیه حالِ تو میشه تو دنیای خودم نیستم شبیه یک هنرپیشه یه نقش اول و دارم به جای تو رو سِن میرم رو این سِن بی تماشاگر با دنیای تو درگیرم
  • بسیار زیبا بود دوست من گاهی بین محاوره و جدی بودن در نوسان بود اما بهرحال زیبا بود ممنون
  • می خوام رد شم از این صحنه از این بازی تکراری یه عمرِ آرزو دارم نقاب از چهره برداری
  • سلااااااام با خانم بیرانوند موافقم یه نقشی رو..و ممنون که میای زیر کارام نظر خوبتو میذاری موفق باشی
  • سلام خانم حفیظی موفق باشید
  • سلام دوست عزیزم می دانم که از نقد های من ناراحت نمی شوی. شعر زیبایی بود. قابلیت این را هم دارد که حتی چند بیت بیشتر از این باشد. اما پتانسیل ترانه شدن ندارد. یه نقشی رو به من دادی که هر روز روی اکرانِ نه می دونم که می خنده نه می دونم که گریانِ می بینی چطور ضرورت قافیه مجبورت می کند به جای ( گریون) بنویسی ( گریان؟؟؟؟
    • سلام آقای شربتی عزیز ناراحت که نمیشم هیچ تازه به وجد میام وقتی نقد می کنید. باور کنید با نقدهای شما خودم رو چند قدم جلوتر می بینم. امیدوارم جهت پیشرفت و بهترشدن همیشه بهم سر بزنید و نظر بدید.ممنونم که امضای شما بازم پای کارم هست. کاملا درست گفتید "ضرورت قافیه" در کارهای بعدی سعی می کنم کمتر اسیر قافیه بشم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام تزانه زیبایی بود قوافی که استفاده کرده بودید رو دوستداشتم... ترانه منو به وجد آورد.... زیبا و دل نشین بود دوسش داشتم.... موفق....
  • سلام نرگس جان ترانه ی خوبی بود تعابیر خوبی استفاده کرده بودی اما بعضی جاهاش ارتباط نداشت با ترانت و گریان از زبان ترانت دوره در کل خیلی زیبا و دوست داشتنی بود دوست من موفق باشی
    • سلام مهشاد عزیز. ممنونم. چه تعبیری رو به کار بردی. "زبان ترانه" دقیقا چیزی هست که من دنبالش هستم و امیدوارم با تلاشم بتونم به زبان خاص خودم برسم. ممنونم که سر زدی و امضای تو پای ترانم هست. با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی در کل کار خوبی بود اما نکته هایی که به نظرم می رسه: چقدر حالِ من این روزا شبیه حالِ تو میشه تو دنیای خودم نیستم شبیه «یک» هنرپیشه «یه» نقش اول و دارم به جای تو رو سِن میرم (تو مصرع قبلی یک استفاده کردین، اینجا یه، باید یکسان عمل کنید، یا همه جا یه، یا همه جا یک) رو این سِن بی تماشاگر با دنیای تو درگیرم یه نقشی رو به من دادی که هر روز روی اکرانِ (یه نقشی، یکی از ی ها اضافیه، روی اکران هم نداریم، در حال اکران داریم) نه می دونم که می خنده نه می دونم که گریانِ (گریان با زبان کار نمی خونه) یه روز اسیر نور میشه یه روز اسیر تاریکی یه روز اسیر ترسویی یه روز اسیر بی باکی (چرا نگفتین اسیر ترسیدن، ترسویی قشنگ نیست به نظرم، بی باکی و تاریکی هم قافیه نیستن) آهای بازیگر شهرم تو که هر روز و در اوجی (تا الان شما بازیگر بودین، این یکی بازیگر از کجا وارد قصه شد؟) نه می خندی نه می گریی بشو تو آخرین منجی! (می گریی با زبان نمی خونه، جابجایی ارکان هم داره) می خوام رد شدم از این صحنه از این بازی تکراری یه عمرِ آرزو دارم نقاب از چهره برداری (باز هم به نقاب اشاره کردین، اما از اول کار این شمایید که نقاب می زنه، باید مقدماتی برای این آرزوتون تو کار مشهود باشه) چقدر دنبال اون روزم که از راه می رسه بازم یه سقف تازه از باور به جای شبهه می سازم شروع تازه ی من شو شبیه حال الانم (اگه حال الانتون خوبه و ازش راضی هستین، از اول کار چرا دارین گلایه می کنید؟!!!) تو بشکن بت این روزُ بشو سوره ی الحانم در کل تو راه درستی قرار دارید، فکر می کنم تازه شروع کردین، واسه همین تو بند قافیه گرفتار می شین، باید قافیه در خدمت مفهوم قرار بگیره، نه مفهوم در خدمت قافیه، در حالت دوم تضاد و عدم ارتباط بین مفاهیم اتفاق میفته؛ همین طور عوض شدن مخاطب، عدم تطابق زمانی و زبانی کلمات و افعال و ... سعی کنید از این به بعد به یکپارچگی کار بیشتر از قافیه های خوب و نو فکر کنید. به موقعش می بینید اونقد پیشرفت کردید که می تونید قافیه هارو کنترل کنید و نوآوری رو هم وارد کارتون کنید. موفق باشید
    • سلام و دورد به شما آقای میرزایی از شما هم ممنونم که اینقدر با دقت خوندید و نظر دادید. مواردی که نسیم عزیز و آقای عباسی گرامی اشاره کردند رو هم شما اشاره داشتید و اونجایی رو هم که پیشنهاد دادید ممنون استفاده می کنم. در کامنت آقای عباسی شاید به سوالات شما هم پاسخ داده باشم. با آرزوی بهترین ها
      • ببخشید اگه نکاتی که دوستان اشاره کرده بودنو دوباره آوردم، چون نخوندم کامنتارو جوابی که به آقای عباسی دادین رو هم خوندم. این چیزایی بوده که هدفتون بوده بگید، اما این که مخاطب می تونه به همون منظوری که شما مدنظرتونه برسه یا یه چیز کاملا مخالف (مثل همین تعبیری که از «آهای بازیگر شهرم») به توانایی شما در انتقال مطلب بستگی داره. چون مخاطب با توضیحات همراه ترانه روبرو نیست بلکه ترانه رو می خونه، پس شما باید حرفاتون همونجا مشخص باشه و مانع از کج فهمی من مخاطب بشه. در نظر دارید که اگه مقدمات چیده می شد، این تعابیر دور از منظور شما به ذهن من و آقای عباسی نمی رسید. ببخشید بابت پرحرفیم. با آرزوی بهترین ها :)
      • خواهش می کنم آقای میرزایی. این لطف شماست که ترانم رو خوندید و نقد کردید. کاملا با صحبت های شما موافقم. انشا الله در کارهای بعدی سعی می کنم از این نقدها و نظرها استفاده کنم. با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانم حفیظی اکثر قسمتها رو دوستان بهش اشاره کردن . کار خوبی بود تنها چن مورد رو بهش اشاره میکنم. یه روز اسیر تو میشه... این مصرع و مصرع بعدی اشکال وزنی داره اسیر رو باید با تشدید خوند. آهای بازیگر شهرم/اول روایت خودتون رو به هنرپیشه تشبیه کردید اما تو این اپیزود طرف مقابل رو بشو تو آخرین منجی/جابجایی ارکان / نه میخندی نه می گریی / با اجازه تون این قسمت رو به این شکل عوض کردم/ نه میخندی نه غمگینی /هم معنی رو میرسونه و هم وزنش به مشکل بر نمی خوره / و منجی تنها برای جوری قافیه اومده و معنا رو نمی رسونه /منجی عدل و عدالت با خودش به ارمغان میاره/ تو بشکن بت این روزو/روی بت وزنش سنگین خونده میشه/ بت روز رو متوجه نشدم چون اصولن نشنیده بودم بت شب و روز داشته باشه/ در مورد سوره ی الحان هم هیچ شناختی ندارم اگه سوره ی ابراهیم بود ارتباط بیشتری میتونستم باهاش برقرار کنم(ابراهیم بت شکن) که البته به قافیه ی کارتون نمیخورد. جسارت منو ببخشید. بهترینها رو براتون آرزو دارم.
    • سلام آقای عباسی گرامی از اینکه ترانه رو خوندید و اینقدر با دقت نقد کردید سپاسگزارم حتما مواردی رو که اشاره کردید بازنگری می کنم. اما در جایی که می گم "آهای بازیگر شهرم" منظورم شخصی هست که من امروز حالم شبیه حال اون شده. در واقع اون تا حالا داشته نقش بازی می کرده و من اومدم در جایگاه اون "معشوق" که ببینم چه دنیایی هست؟ و منجی معنای نجات دهنده هم هست. یعنی در اینجا اشاره کردم که بیا نجات بده زندگی رو از نقابی که به چهره زدی. این که من به دنبال ساختن باورهای جدید هستم "اینجا بت معنای غیرواقعی بودن رو می خواسته برسونه" که بر می گرده به همون نقاب. با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس عزیز قافیه های نواورانه ت چیزی بود که منو جذب کرد موفق باشی عزیزم
  • سلام آبجی کار بسیار زیبایی بود...احسنت... گریانِ....زبان ترانه نیست... می گریی...یعنی چی!!؟؟...زبان ترانه نیست... می خوام رد شدم از این صحنه از این بازی تکراری...رد شم منظورتون بوده...غلط املایی..
    • سلام داداش ممنون از تعریفتون می دونم گریان با زبان ترانه یکی نبود به خاطر هم وزن شدن با اکران آوردم حتما روش کار می کنم بابت اصلاح غلط املایی هم ممنون با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانوم حفیظی چه پرش بلند و پیشرفت خوبی ترانه ططرو دوست داشتم ولی باز میتونست بهتر باشه بعضی جاها حس میکردم وزن اذیت میکنه مثل رو این سِن بی تماشاگر با دنیای تو درگیرم ولی درکل دوست داشتم احسنت
  • سلام نرگس جان. ترانه ات شروع خوبی داشت. چقدر حالِ من این روزا شبیه حالِ تو میشه تو دنیای خودم نیستم شبیه یک هنرپیشه خیلی خوب بود. "یه نقشی" اینجا یا باید بنویسی یه نقش یا اینکه "یه" رو حذف کنی و بگی "نقشی" یکیشون اضافه است چون هر دو معنی "یک" میدن و استفاده ی همزمان از این دو اشتباست. زبان ترانه یک دست نیست...گریان مناسب شعر کلاسیکه و گریون مناسب ترانه است... این در مورد "می گریی" هم صدق میکنه. هر بار که ترانه ای ازت میخونم از قبلی زیباتره و این یعنی مسیر رو داری درست میری. سعی کن مرتب ترانه بنویسی که داری پیشرفت میکنی. منتظر ترانه های بعدیت هستم:)
    • سلام نسیم عزیزم. چقدر خوشحالم که منو یادت هست و بهم سر زدی و نقد کردی. خیلی ممنون که برام انرژی مثبت فرستادی. می بوسمت با آرزوی بهترین ها