یه حس خوب

یه حسی داره قلبِ من،که میدونم "تو" هم داری
"تو" هم که دوری از پیشم،یه دنیا عشق کم داری

همیشه آرزوم این بود،که توو قلبِ کسی باشم
توو اوجِ سختی و تردید،نَرَم یه گوشه تنها شم

چشام از بغض بیزارن،ولی این اشک از غم نیس
حالا که پیشِ من هستی،باهام تنهایی همدم نیس

چیکار کردی "تو" با قلبم،که اینطور به "تو" وابستم
که اینطور هر جا که باشم،هنوزم فکرِ "تو" هستم

خودت میدونی این احساس،واسه من تازگی داره
که روو هر لحظۀ دنیام،فقط فکرِ "تو" می باره

الآن چند وقته میدونم،که پیشت امنیت دارم
به تنهایی،به شک و ترس،دیگه حساسیت دارم

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1007
۱۲

  • همیشه آرزوم این بود،که توو قلبِ کسی باشم توو اوجِ سختی و تردید،نَرَم یه گوشه تنها شم
  • سلام امید جان بسیار زیبا بود از خنودنش لذت بردم
  • سلام. ترانه زیبایی بود ...... من از خوندنش لذت بردم..... سری به کلبه ی درویشی ماهم بزنی ذوق مرگ میشم .... موفق....
  • سلام جناب منتظری کارای دیگه ای که ازتون خوندم رو بیشتر دوست داشتم موفق باشید
  • سلام من ترانتون رو خیلی دوست میشم.خوشحال میشم اگه به ترانه های منم سر بزنید.موفق باشید.
  • سلام بسیار بسیار بسیار زیبا واقعا دوسش داشتم
  • سلام دوست گرامی استفاده ی بیش از حد از قید ها از حس کار کم کرده است. اینطور به نظر می رسد که شاعر برای پر کردن وزن دست به دامن قید ها شده. ( یه دنیا- قید کمیت) ( همیشه) ( تو اوج سختی- قید حالت) ( یه گوشه- قید مکان)(پیش من- قید مکان)(تنهایی- قید حالت)( که اینطور- قید حالت) (هرجاکه باشم- قید مکان)و.....
  • کار جالبی و با احساسی بود فقط یک نکته: چشام از بغض بیزارن،ولی این اشک از غم نیس من یه سوال کلی هم از شما و هم از بقیه دوستان دارم: جایگاه بغض کجاست؟! یعنی وقتی که کسی بغضش میگیره ، آیا در چشماش بغض میگیره یا اینکه در گلو و حالا حنجره و.... به نظر بنده اینکه بگیم "چشام از بغض بیزارن" اشتباه هست با توجه به مصراع بعدی که کلمه " اشک" رو به اون ربط دادید. (بغض یک مرحله قبل از گریه کردن و اشک ریختن هست) بغض در گلو و در مجرای تنفسی انسان شکل میگره و نتیجه و تبلور آن وقتی هست که بغض به قول معروف میترکه و میشکنه و آثار آن به صورت گریه در چشم هویدا میشه. شاید میشد این بیت رو اینطور نوشت: چشام از گریه بیزارن، ولی این اشک از غم نیست فکر میکنم ارتباط بین گریه و اشک ، مستقیم تر و سرراست تر باشه تا بغض! موفق باشید.
    • مرسی از توجهت علی اصغر جان بله حق کاملا با شماست من چند تا گزینه برای این بیت نوشته بودم که بخاطره اشتباه شخصی و درگیری فکرم قاطی نوشتمشون گزینه هایی که نوشته بودم اینا بود چشام از اشک بیزارن چشام از گریه بیزارن گلوم از بغض لبریزه،ولی این بغض از غم نیس اما انقدر خط خطی کرده بودم و بر اثر بی توجهی توی تایپ کردن اینطوری نوشتم مرسی از تذکر بجات برادر عزیزم
  • سلام آقای منتظری کار زیبا و پر احساسی ازتون خوندم خ.شحال میشم کارای بنده رو نقد بفرمایید موفق باشید