دنیا

سروده شده در : ۲۳ دسامبر ۲۰۱۴

یه قدم مونده تا دنیا مثل ما آروم بگیره
چی میشه که جزر و مدش دامن ما رو نگیره
چی میشه که آسمونم یه روز آفتابی نباشه
واسه پیدا کردن ماه سوار قایق ما شه
چی میشه دنیا بایسته رفتن ما رو ببینه
تا ته دنیا ما رفتیم، عشق من، این آخراشه
سایه هامون توی راهن پشت سر پلی نمونده
هی چپ و راست ما دویدیم آخرش اینجا رسونده
غرق میشم توی نگاهت ولی انگاری سرابه
توی آسمون چشمات همه چی پر از عذابه
یه قدم مونده تا دنیا مثل ما آروم بگیره
تو کنار من که باشی حس نفرتم می میره

"نرگس"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • سلام...راستش من نتونستم منظور این ترانه رو متوجه شم...حس های متضاد درونش داشت...نفهمیدم این ترانه میخواد جدایی رو بیان کنه یا با هم بودنو...بقول دبیر فیزیکمون گیج شدیم..خخخ سبز باشی ...
    • سلام... راستش من خیلی خوشحالم که تضاد رو حس کردید. فکر کنم با هم بودن رو نشون میده و داره میگه دنیا داره این با هم بودن رو از ما می گیره. در ضمن من فیزیک خیلی دوست دارم. با آرزوی بهترین ها
  • یه قدم مونده تا دنیا مثل ما آروم بگیره چی میشه که جزر و مدش دامن ما رو نگیره
  • سلام خانم حفیظی ترانه بسیار زیبایی بود در مورد قالب شعرتون باید بگم، اگر به صورت مثنوی ترانه رو سرودید، پس بیت سوم قافیه ها ایراد دارن. و توو این بیت: "سایه هامون توی راهن پشت سر پلی نمونده هی چپ و راست ما دویدیم آخرش اینجا رسونده" "آخرش اینجا رسونده ؟؟ " فاعل این جمله کجاست و ضمیر "ش" به چه چیزی بر می گرده؟ شاد باشید
    • سلام آقای عزیزی ممنون که امضای شما پای ترانم هست. منظور از اینجا رسونده جایی است یا بهتر هست بگم دنیایی هست که جوون ها الان درش قرار دارن. این بند رو حذف کردم شاید به کار لطمه زده: من اینو برات نخواستم تو خودت اینو می دونی اگه این آخر دنیاست وای به حال این جوونی با آرزوی بهترین ها
  • سلام خوب بود دنیات آشفته استت ولی هنوز جا داریم که شعر هامون رنگ بگیرن همه چیز خوب بود ولی بی روح بود موفق باشید
  • سلام بانو حفیظی. کار خوب و با احساسی بود. یه قدم مونده تا دنیا مثل ما آروم بگیره چی میشه که جزر و مدش دامن ما رو نگیره اینجا جزر و مد رو به دنیا نسبت دادید که عموما به دریا نسبت داده میشه و به نظر من جالب نیست این تعبیرتون. برقرار باشیید.
  • سلام نرگس جان ترانتونو خوندم واقعا زیبا بودآفرین عزیزم فقط "بگیره و نگیره ""ببینه و آخراشه" قافیه ی درستی نیست جسارت منو به بزرگی خودتون ببخشید دوست عزیزم
    • سلام سورمه جان ببینه و آخراشه هم قافیه نیستن (نباشه - ما شه -آخراشه ) منظورم بوده و بگیره و نگیره فکر نکنم از قافیه مشکلی داشته باشن. از اینکه بهم سر زدی و خوندی و نظر دادی ممنونم بانوی عزیز با آرزوی بهترین ها
  • سلام خانوم حفیظی ترانه زیبایی سرودید لذت بردم فکر کنم اینجا : غرق میشم تو(ی) نگاهت ولی انگاری سرابه اون (ی) اضافه نوشتین حتما اشتباه تایپی بوده چون با اون ی وزن کار به هم می خوره موفق باشین :)
  • زیبا سرودید بانو ...... مثل همیشه. ..... موفق....
  • سلام دوست گرامی ریتم کار و وزن و ردیف و قافیه اش درست به کار رفتند و به نظر من همین مقد ار یعنی یک ترانه ی متوسط. اما چیزی که در لایه ی زیر متن به چشم می خورد، آشفتگی ذهن شاعر است. در برخورد اول کار عاشقانه به نظر می رسد. اما دوبیت مانده به آخر تصویری( ناخودآگاه) شکوه آمیز مسیر ترانه را دچار پارادوکس می کند(توی آسمون چشمات همه چی پر از عذابه) و اتفاقا این مسیر پر تشویش در بیت آخر نیز دنبال می شود(تو کنار من که باشی حس نفرتم می میره). اول باید بگویم که ( نفرت) خود حس است. مثل آبی که رنگ است و بنابر این ترکیب( حس نفرت) یا ( رنگ آبی) ترکیبی است که معمولابرای پر کردن وزن به کار می رود. از این گذشته، کجای چند بیت بالا حتی گوشه ی چشمی به احساس نفرت یا حسادت یا چیزی شبیه به آن شده که ناگهان در بیت آخر این حس به متن تزریق می شود؟
    • سلام آقای شربتی عزیز چقدر خوشحال میشم که می بینم با نکته سنجی ترانه ها رو می خونید. این به من حس خوبی میده. نمی دونم پاسخ به این سوال درست هست یا نه؟ اما از اتفاق من توی ترانه هام دنبال همون پارادوکس هستم و خوشحالم که این حس در ترانه هام دیده میشه البته نمی خوام بگم بدون نقص که قطعا دارای ایراد هست. اما در اول ترانه من میگم (چی میشه که جزر و مدش دامن ما رو نگیره) این حس نفرت از اول ترانه هست و بهش اشاره میشه. (چه میشه که آسمون هم یه روز آفتابی نباشه). و در واقع با همون جزر و مد اول ترانه، بالا و پایین شدن این احساس رو نشون دادم که شاید از دید شما من در ارائه ی اون ناموفق عمل کردم. خیلی خیلی ممنون که سر زدید و نقد کردید دوست عزیز. همیشه چشم به راه نقطه نظرات شما هستم. با آرزوی بهترین ها
    • اتفاقا کارای آشفته بیشتر به دل می شینن :) البته من تو ترانه ایشون آشفتگی زیادی ندیدم
      • سلام آقای اکبری ممنون از اینکه خوندید و نظر دادید. با آرزوی بهترین ها
  • سلام زیبا بود موفق باشید
    • سلام آقای یاری ممنون که مثل همیشه به من سر زدید با آرزوی بهترین ها
      • راستی آقای یاری لطفا توی کامنت هاتون از کلمه ی "ناامیدی ممنوع" استفاده نکنید. خود کلمه ی "ناامیدی" بار منفی داره. جملات زیباتر و بامفهوم تری هم هست. "همیشه امید هست" البته جسارت من رو ببخشید.
      • هر کسی یه امضایی داره من به توصیه دوست عزیزم مهدی یغمایی این جمله رو تو زندگیم استفاده کردم همیشه و نتیجشو گرفتم “همیشه امید هست”
  • سلام عالی بود فقط به نظرم ببینه با آخراشه قافیه خوبی نیستن .
  • سلام خانوم حفیظی عزیز خیلی عالی لذت بردم یه قدم مونده تا دنیا مثل ما آروم بگیره تو کنار من که باشی حس نفرتم می میره