"دل درد"

روح من از تناسخش سیره
خسته س از عمری خودخوری کردن
داره اون توو تفنگو پر میکنه
که سرم تیر میکشه،خودم بهمن*

من کیم؟هی…جناب آزمایش!
دکترامون جوابتو بلدن!
با همین نسخه های تکراری
توی معده م یه داروخونه زدن

داره بی رنگ میشه این دنیا
زیر تاثیر قرصای رنگی
تو بگو…تو بگو…تو بگو من…*
وای از دست این نفس تنگی!

ابله شاد…
مرد فردا…
خواب شیرین…
پسر خوب…می شه برگردی؟!!
تو بگو من کی ام؟…"چه میدونم!"
خیلی وقته تو عکسا میخندم
خیلی وقته تو آینه گریونم

آخرین گوله جا میشه تو خشاب
آینه رو من نشونه میگیره
خسته م از عمری خودخوری کردن
روح من از تناسخش سیره

*شکست وزنی عمداً صورت گرفته…

"مسیح صالحی"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: