مرگ مغزی

 

مرگ مغزی

نبضم هنوزم میزنه، مثله یه مرده ی ثابت

چیزی که من حس میکنم حتی ندیدی تو خوابت

اونکه دوسش دارم هنوز، دوسم داره تا پای جون

این جسمه نیمه جونمه، کنارجسمه من بمون

از هر کی بپرسی میگه، اوضاعو احواله منو

وقتی میای ملاقاتم، بیشتر بمونو زود نرو

درسته جونی ندارم که هم سخن بشیم با هم

اجل که مهلتی نداد، آخه من نیمه ی راهم

فقط یه چیزیو میخوام، قول بده که شاکی نشی

این جسم من تو این دنیا، خودت بگو باشه که چی

حالا که این جسد دیگه با مرده فرقی نداره

اهداء کنید اعضاعمو، چشمام که برقی نداره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: