ترانه؛ تحول زبانی یا فرمی دیگر؟!

در این یادداشت به زوایای مختلف آنچه که به آن ترانه میگوییم و آنچه که ترانه است می پردازیم!

هدف یا تعهد به فرم؟
اساسا فرم گرایی عاملی ست مهم در پیچیدگی های انواع سبک های نوشتار اما نگاه اصلی به موضوع از ما می پرسد که آیا هدف مهمترین مسله است یا راه های رسیدن به هدف نیز باید به صورت کامل بررسی و تحلیل شود؟!

اصولا در تمام مباحث شعری ، نقد ابدی از مهمترین مسائل مطرح شده بین منتقدین است و از جایگاه ویژه ای برخوردار است ، بدان گونه که پس از شنیدن یا خواندن یک اثر نخستین مسئله ای که پس از آن به سراغش می روند مبحث نقد ادبی ست.
در این میان اما شکاف عمیقی میان دو دسته از منتقدین وجود دارد ، این شکاف فکری و نوع نگاه همان درگیری بدون فرجام هدف یا فرم است.
عده ای از منتقدین بسیار وابسته به اصول و قواعد اصلی نقد هستند و معتقدند تمامی چهارچوب ها باید در یک اثر رعایت شود. این عده معتقدند که تنها اثری کامل است که به کامل ترین هدفش تنها با رعایت تمام اصول و قواعد بپردازد اما دسته ی دوم منتقدین با نگاهی نرم تر به این موضوع نگاه می کنند و می گویند گاهی شکستن قواعدی برای خلق یک جذابیت و نگاه و حرف جدید هم می تواند مورد قبول باشد.
دیدگاه هایی شبه کلاسیک و شبه نوکلاسیک در نقد وجود دارد که در ایم مبحث شاید نتوان به دلیل پیچیدگی فراوان به صورت کامل تر به آن پرداخت.

ترانه چیست؟
ترانه یا لیریک در حقیقت به هرمتنی گفته می شود که به اجرا رسیده ، می رسد و یا خواهد رسید! به عنوان مثال ترانه ی کودکانه ی شهیار قنبری که فرهاد جاویدش کرد هیچگاه آن چهارچوب عروضی و قاعده ای مورد نظر ما در مورد ترانه را ندارد. قواعدی که گاه به عنوان اصل قرار میگیرد برای نقد باقی آثار اما ما این اثر را ترانه می دانیم.

ما چه اثری را ترانه می دانیم؟!
عموما در جامعه ی عام با نگاهی غیر تخصصی و در جامعه ی خاص با نگاه تخصصی به ادبیات در مبحث ترانه هر آنچه که با زبانی محاوره و در قالب چهارپاره و یا قالب های مشابه نوشته شود را ترانه می خوانند.
گاه این جابه جایی فرم ها که با فاصله ای نزدیک انجام می گیرد تبدیل به غزل ترانه ، ترجیع بند ، مستمع آزاد و … می شود اما هیچگاه از همان قالب مورد نظر ما برای تعریف ترانه آزاد و رها نمی شود. فقط کافی ست به یکی از این چهارچوب های نگار متعهد باشید و با زبان محاوره بنویسید!

زبان محاوره
زبان در طول تاریخ دست به تغییرات فراوانی زده و هر روز و هر ساعت و هر لحظه نیز در حال تغییر و تکامل است.زبان بر پایه ی کلاسیک ، معیار ، محاوره و … دسته بندی می شود اما بگذارم نگاهی بیندازیم به یکی از سریال های جذاب همین چند سال پیش تا ببینیم آن روزها چطور صحبت می کردند!
پخش مجدد سریال خانه سبز از شبکه دو سیما مارا آنچنان به فکر فرو برد که چطور زبان در فاصله ی کوتاهی به اندازه ی چند سال در این حد تغییرات قابل توجه می کند؟!زبان هر روز در حال تغییر و پیشرفت است اگه ماشین زمانی باشد و به ۱۰ سال قبل برگردیم نوع محاوره ی روزانه ی ما برای آدم قدیمی ها و نوع محاوره ی آدم قدیمی ها برای ما خنده دار است!
زبان محاوره به عنوان به روز ترین زبان امروزه یکی از پایه های اصلی ترانه قلمداد می شود در حالی که اگر با نگاهی تغییر جویانه! زبان محاوره را از یک اثر با هموان قواعد امروزی آنچه که به آن ترانه می گوییم بگیریم به آن تصنیف می گوییم البته با تغییراتی جزئی. البته می توان به دلیل شباهت های بسیار نزدیک تصنیف و ترانه را در یک خانواده دسته بندی کرد.

آنچه که می شنویم ترانه است یا هر چیز دیگری؟!
در این خصوص باید با با صراحت پاسخ داد و پاسخ اکثر زبان شناسان و پژوهشگران ترانه یک چیز است! هرآنچه که به عنوان متن موسیقی در حال اجرا می شنویم نامی جز ترانه ندارد.

آنچه می خوانیم ترانه است یا هر چیز دیگری؟!
اما در این مورد باید پاسخی دیگر داد ، همانطور که در ابتدای یادداشت گفته شد ترانه به عنوان هر متنی ست که به مرحله ی اجرا و شنیده شدن می رسد و در واقع متن موسیقی در حال اجرا را لیریک (به معنی ترانه) می دانیم.
بر همین اساس باید گفت آنچه که ما روی کاغذ می نویسیم و نامش را ترانه می گذاریم ترانه نیست، شعر محاوره است، می تواند غزل محاوره که به آن غزل ترانه نیز گفته می شود باشد، می تواند چهارپاره ی محاوره باشد، می تواند هر قالب نوشتاری با زبان محاوره باشد.

برای ترانه یا شعر محاوره هیچگاه هیچ تعریف کاملی آورده نشده اما سعی ما در این یادداشت بسیار کوتاه نسبت به کل مبحث این بود که بر اساس پژوهش ها و مقالات مختلف زبانی شناختی اساسی و ریشه ای نسبت به آنگه که ترانه است و آنچه که نیست داشته باشیم. حال سوال اینجاست آیا ترانه یا در حقیقت شعر محاوره را تحولی زبانی در همان سبک های نوشتار با همان چهارچوب ها باید دانست یا فرمی جدید؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: