مادر

مادر*تقدیم به تمام مادران چشم انتظار*

جوونت رفته مادر تو نشستی

که در واشه ببینی روشو مادر

بمیرم واسه اون روزای سختی

که دیدی پیکر رو دوشو مادر

چقد تو نامه هام واست نوشتم

واسه اون قلب تو دوریت هلاکم

تن پاره م رو به سختی شناختن

با پوتینو،با اسم رو پلاکم

تو خاکا گم شده اون قامتیکه

یه روزی کلی واسش غصه خوردی

چه جوری شد که رو دستای مردم

تن پاره م رو دیدی و نمردی

https://www.academytaraneh.com/92536کپی شد!
1059
۱۰۶

  • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری دوستاااااااااااااان چرا سایت اینطوریه اصلا نظراتو نشون نمیده یا اگه میده نصفه و من نمیتونم به دوستام پاسخ بدم چه باید کرد رسیدگی کی بشودددددددددد هاااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • sepinood pahlevani چه جوری شد که رو دستای مردم تن پاره م رو دیدی و نمردی افرین! ضربه ی اخرو خیلی محکم و به جا زدی و کارو تموم کردی واقعا خوب بود ژیلا جان لذت بردم
  • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری خراااااااااابه همه چی انگاااااااااار
  • mohamad hosein rajabi parsa سلام من نیومدم شما هم نیومدید.... من هنوز منتظر ویرایش کارم هستم سلام عاشقانه... اینکه عالی بود....
  • علی یاری سلام خانوم قنبری عزیز ترانه ی زیبا و با احساس و تلخی بود نقد هم با دوستان موفق باشی
  • بهزاد صنعتی سلام به بانوی ترانه های عاشقانه،ژیلا عزیز ترانه احساسی زیبایی بود ، موفق و پیروز باشی
  • محمد قاسمی سلام. من احساس کردم قبلا نظرمو در مورد این کار دادم اما خب ندیدم چیزی. به هرحال کار بسیار با احساسی بود که حیف بود اینقد زود تموم شه به نظرم این قصه سر دراز داشت. امابازهم خیلی خوب بود. آفرین. پایدار باشید.
  • داریوش شریفی آبـــجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی عالیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود
  • hossein khoobyar با عرض سلام عالی بود خیلی زیبا بود مرسی
  • مصطفی بهشتی نیا ترانه زیبایی بود. فقط اگه از آرایه های ادبی مثل تشبیه و استعاره و جان بخشی استفاده می کردین بهتر می شد. www.fb.com/BeheshtiNia.Musix
  • مصطفی بهشتی نیا ترانه احساسی و زیبایی بود. فقط اگه از آرایه های ادبی مثل تشبیه و استعاره و جان بخشی استفاده می کردین بهتر می شد. www.fb.com/BeheshtiNia.Musix
  • علی اصغر شریفی کار با احساس و خوبی بود میشد بهتر هم باشه و به وجه و زوایای دیگر جنگ و خانواده شهدا هم پرداخت. البته یک ترانه قرار نیست مثل یک فیلم یا سریال عمل بکنه و خیلی هم کش و قوس دار بره جلو. تا همین حد هم خوب روایت رو پیش بردید. اما جای پرداخت بهتر و تصویرسازی های نو هم میتونست کار رو زیباتر بکنه. سه بند به نظرم کم بود. یه سوال : راوی این کار خود ترانه سرا هست و داره وصف میکنه موضوع رو یا اینکه ما داریم از زبان اون جوان شهید روایت رو میشنویم و میبینیم؟! من حس میکنم، در بقیه کار، راوی و توصیف کننده موضوع خود شما (ترانه سرا) هستید، اما در این بند: چقد تو نامه هام واست نوشتم واسه اون قلب تو دوریت هلاکم تن پاره م رو به سختی شناختن با پوتینو،با اسم رو پلاکم راوی انگار میشه خود اون جوونی که شهید شده. و به نظر من به بیان روایت لطمه میزنه و زیبا نیست. در ضمن هلاک با پلاک ، قافیه نیستند. موفق باشید.
    • علیرضا سرمدیان سلام علی اصغر هلاک و پلاک توو ترانه مشکلی نداره ... اسم هستند و سیلاب آخر شرط قافیه رو ارضا می کنه ...
      • علی اصغر شریفی من متوجه منظورت نمیشم!، اگه بیشتر توضیح بدی و مثال بیاری ممنون میشم.
      • حسین میرزایی علیرضا سوال به جایی پرسید توضیح این که اگر بعد از رَوی (یعنی آخرین صامت) مصوت متحرک داشته باشیم، شاعر مختاره همسانی مصوت ها رو در دو مصرع رعایت نکنه: یعنی مثلا میشه می بَرند رو با می خورند قافیه کرد. «ر» توی «می بَرند» و «می خورند» رَوی هست، بعدش مصوت اومده (دقت کنید که رو به عقب حرکت می کنیم! واسه همین گفتم «بعدش») که توی «می بَرند» فتحه هست و توی «می خُورند=می خُرند»، ضمه. پس هَلاک و پِلاک قافیه هستند و ایرادی ندارن. در مورد عوض شدن راوی هم مشکلی نداره به نظر من. تو بند زیر هم راوی همون شهیده، اگه به «تن پاره ام» دقت کنید: تو خاکا گم شده اون قامتیکه یه روزی کلی واسش غصه خوردی چه جوری شد که رو دستای مردم تن پاره م رو دیدی و نمردی شاید بند اول این شبهه رو وارد کنه، که اون هم با لفظ «مادر»ی که استفاده شده، ضربه ای به کار نمی زنه و قابل دفاعه. از این لحاظ به نظرم مشکلی نداره.
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری ممنون و سپاااااااس از همه دوستان برای نقدشون
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری جناب میرزایی با هاتون موافقم خیلی ممنونم بااااااااااااااااز انشاا...که همیشه انقد دلسوزانه پای کارام باشید
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری منم موافقم
      • علی اصغر شریفی مرسی علیرضا جان، با یکی از اساتید ترانه سرایی که صحبت کردم و اطلاعاتم رو به روزرسانی کردم، به نظر میرسه بنده اشتباه کردم، بله درسته قافیه هستند. همچنین با عرض پوزش از خانم قنبری.
      • علیرضا سرمدیان علی اصغر جان ، ببخش دیر جواب دادم ..حمل بر بی ادبی نشه ... یه کم سرم شلوغ بود ... خواهش می کنم ...وظیفه بود ..منم بیشتر وقتها اشتباه می کنم ...می خوامت داداش
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری خیلی ممنون از توجه و دلسوزیتون تو آکادمی و تحقیقی که کردید
    • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام ممنون که خوندید از زبان یه شهید شاید من نتونستم درست کار کنم که شما ببخشید هلاک و پلاک قافیه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • علیرضا سرمدیان سلام بانو ژیلا .... کار پر از احساستونو خوندم ... حسین جان اینقدر خوب و متعادل کارتو نقد کرده که منم لذت بردم ...چن تا نکته سخت گیرانه به ذهنم می رسه که لازم می دونم بگم : یه روزی رو این روزا خیلی از ترانه سراها به اشتباه به کار می برن ،فقط به این دلیل که تو محاوره معموله ، ولی می دونم که شما هم دوس داری کارتون بی نقص باشه ... پس حتی اگه مولانا هم اینگونه حشوی رو انجام داده باشه ، ما نباید اینکارو کنیم ،چون ترانه به علت کم حجم بودن باید غنی تر باشه و کمترین اشتباهو داشته باشه ... نکته کوچیک دیگه ای که به نظرم می رسه ، وقتی ضمیر به صورت حرف الحاقی در فعل وجود داره بهتره کمتر از ضمایر استفاده شه مگر اینکه برای تاکید استفاده شه ...مثلا جوونت رفته مادر تو نشستی، مخصوصا اینجا چون خود مادر هم هست ، تو حشوه ... در کل کارتون خیلی خوبه ... زاویه دیدتون خوبه ... مشخصه موفق می شید ...منتظر کارهای بعدیتون هستم ....
  • عماد گلی توانا سلام خانوم قنبری خوب هستین. چون اولین کاریه که از شما میخونم نمیشه زیاد صحبت کرد چون رسم اینه که چن تا کار از یه نفر بخونیم و بعد از شناخت از نحوه ی نوشتنش نظر بدیم. اما اگه کوتاه بخوام بگم این کارتون ساده بود.این که وزن و قافیه رو رعایت کردین خوبه اما کارتون اون ضربه های لازم رو نداره.یه نکته ی دیگه زبونه که زبون نوشتتون نسبتا خوبه اما این رو باید بدونیم که روون بودن زبون نباید فدای قافیه بشه. ممنون. یا حق.
    • حسین میرزایی سلام عماد جان، میشه تو هم بیشتر در مورد «روون بودن زبون نباید فدای قافیه بشه» توضیح بدی؟ اگه اشاره کنی تو کدوم مصرع یا بیت زبون کار، روون نیست، ممنون میشم.
    • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام ممنون که خوندی
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام ممنون که خوندید بهتر بود یه مقدار بیشتر راجب نظرتون توضیح بدید
      • عماد گلی توانا سلام به آقای میرزایی و خانوم قنبری. خودم وقتی نظر رو فرستادم متوجه شدم که باید توضیح بیشتری میدادم. نمیدونم عبارتی که بالا نوشتم چقد درسته اما چیزی که میخواستم بگم اینه که هر کلمه در جای خودش و مساحتی که پر میکنه باید بهترین باشه و حتی با بقیه کلمات هم با ظرافت خاص در ارتباط باشه.ما میتونیم قافیه های خوب بیاریم (هلاک، پلاک) اما آیا لازم بوده این قافیه آورده بشه یا بهتر بگم زیبا هست یا در راستای چینش درست و زیبای کلمات(روان بودن زبان) و حرفی که ما میخوایم بزنیم هست؟ یا حتی قافیه ی نازیبای ما صرفاً بخاطر الزام وجود قافیه نباید به صلابت زبان لطمه بزنه (روشو،دوشو که بیشتر در مورد این کار روی صحبتم همینجا بود). پس یادمون باشه که به قول یه دوست عزیز(محمدرضا شیخ حسنی که شاعر و ترانه سرا هس و توصیه میکنم حتماً شعراشو و ترانه های نابشو بخونین) وزن اولین آرایه ی یه شعر که نباید ازش غافل بود و خیلی باید بهش توجه کرد و تمام این وزن قافیه و آرایه ها باید با زبان روان چفت بشن تا یک اثر فاخر بشه.و همشون در جای خودشون اهمیت فراوانی دارن.و این دقت نظر رو در تمامی ارکان شعر (به قول معروف از ب بسم الله تا ن پایان)و ریز و دقیق شدن در شعر رو اینجا مطرح کردم که با هم در موردش اندیشه بکنیم. ممنون
      • حسین میرزایی در کل باهاتون موافقم به نظر من نباید شاعر قافیه پیدا کنه، بعد مفهومو طوری هدایت کنه، که به اون قافیه برسه. اول باید به مفهوم پرداخت. باید دید چه حرفی قراره بزنیم. اما تعابیر مختلفی می تونیم استفاده کنیم برای بیان حرفامون. در کنار این تعابیر مختلف، نگاهی هم به قافیه داریم تا همه چی درست باشه. این روندیه که من رعایتش می کنم. مثلا فرض کنید من تو یکی از غزلهام می خواستم این مفهومو برسونم که «نباید از گریه بترسم، چون بهونه شو دارم». خوب انتخابای مختلفی دارم. زبان با آرایه هایی که در اختیار من قرار میده این امکانو برام فراهم می کنه. مصرع اولم هم اینه: از مرگ نترسانم اگر راه نجات است بی روحی دنیای مرا قبر ندارد پس با یه قافیه مشکل مثل «قبر» هم سر و کار دارم. نباید برای این که قافیه م جور بشه، به مفهوم و یکپارچگی کارم ایرادی وارد کنم. من این طوری مفهوم مدنظرم رو (که «نباید از گریه بترسم، چون بهونه شو دارم») رسوندم: ای چشم محابا نکن از بارش سنگین یک قسمت از اندوه تو را ابر ندارد اینجا این ایرادو سخت میشه گرفت که من برای این که فقط واسه این که قافیه ی قبر رو رعایت کنم، مفهومو قربانی اون کردم. ارتباطی که توی کار هست مهمه و این که بیراهه نرفتم. در کل حرفت درسته، اما این ایراد به نظرم به کار خانم قنبری وارد نیست، چون برعکس حرف تو زبان و وزن کارش یکپارچه است و مفهوم هم لطمه ای نخورده. ببخشید پرحرفیمو. شاید مثالی که از خودم آوردم جاش پای این کار نبود. موفق باشید
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری جناب میرزایی عزیز از توجه و توضیحاتتون بازم ممنونم
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری ممنون از توضیحاتتون جناب توانا
    • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری امیدوارم کارای بعدی رو دیگه بخونید منتظر نقدای زیباتون هستم
  • حسین میرزایی سلام خانم قنبری دعوتتو لبیک گفتم و اومدم :) نمی دونم چند وقته کار می کنی اما اول بهت آفرین میگم، واسه حسی که تو کارت هست گفتی وزنو سماعی رعایت می کنی که باز هم باید بگم آفرین، چون ایراد وزنی نداری تو کار (یکی از دوستان پیشنهادایی واسه درست شدن وزن کارتون دادن (!!!) غافل از این که نه تنها به وزن درست کارت ایراد وارد می کنه، بلکه مفهوم کارو هم به هم می ریزه (که دیدی پیکرا رو دوش مادر!!!). باید حواست باشه که کدوم حرف درسته و کدوم غلط، واسه تشخیص این موضوع هم دعوت می کنم مطالعه کنی. این طوری خودت تشخیص میدی که چی درسته و نیاز به این نیست که کسی بگه ایراد وزنی داری یا نه، اما وقتی ناخودآگاه وزنو رعایت می کنی، در مورد نقص داشتن یا نداشتنش به راحتی به شک می افتی(کما اینکه حرف این دوستمونو به راحتی قبول کردی). خودم این موضوعو تجربه کردم. اوایل حتی با این که مصرعی که می گفتم ایراد وزنی نداشت، اما گاهی حس می کردم درست نیست) اما ایرادای کارت: چرا از زبون یه شهید صحبت کردی؟ علت خاصی براش داشتی که خود شهیدو به عنوان راوی انتخاب کردی؟ به نظر من بهتر بود، راوی دانای کل بود، یعنی تو از خارج داستان، داستان این شهیدو روایت می کردی. البته از جهتی باعث فضای نوئی واسه کارت شده. برام جالبه بدونم دلیل این کارت چی بود؟ و این که آیا ناخودآگاه بوده یا بهش فکر کردی؟ جوونت رفته مادر تو نشستی که در واشه ببینی روشو مادر دو تا مادر کنار هم خوشایند نیست. اولی حذف شه بهتره. بمیرم واسه اون روزای سختی که دیدی پیکر رو دوشو مادر چقد تو نامه هام واست نوشتم واسه اون قلب تو دوریت هلاکم «قلب تو دوریت» جالب نبود، می تونی جایگزین بهتری پیدا کنی تن پاره م رو به سختی شناختن با پوتینو،با اسم رو پلاکم بچه ها هم اشاره کردن، با پوتین نمیشه کسیو شناسایی کرد. تن پاره هم به نظرم ترکیب قشنگی نیست با توجه به احساسی که تو کار هست. چه جوری شد که رو دستای مردم تن پاره م رو دیدی و نمردی وقتی این مصرعو دیدم اون سوال به ذهنم رسید. واقعا یه شهید، این سوالو از مادرش می پرسه که چجوری شد منو دیدی نمردی؟ اینجا به نظرم زیاده روی کردی. اما اگه راوی داستان، دانای کل می شد قضیه فرق می کرد، اون وقت همچین مصرعی ایراد نداشت. امیدوارم منظورمو رسونده باشم. کارت هم کوتاه بود، و جا داشت که ادامه پیدا کنه. پایان بندیت می تونست بهتر از این باشه، این جوری مخاطب رو هوا می مونه که پس کو بقیه اش؟ در کل کارتو دوست داشتم، و گفتم که بااحساس نوشته شده بود. این یه هنره که با ترانه ت یه تلنگر به مخاطبت بزنی و باعث ایجاد حس همزادپنداری در مخاطبت بشی. تو این هنرو داری. اما این هنر هم مهمه که سعی کنی این قدرتتو کنترل کنی و با احساسات مخاطبت بازی نکنی. آخرش اشاره کردم یه کم زیاده روی بود به نظر من. واسه ایجاد این حس نباید هر مفهومی رو به خورد مخاطبت بدی. این موضوعو نه مستقیما برای این کارت، که برای کارای آینده ت یادآوری کردم. موفق باشی
    • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام جناب میرزایی ممنونم از نقد خوب و تکون دهنده ای که داشتید من برای احترام هم شده دوست ندارم با منتقدین مخالفت زیادی داشته باشم کما اینکه سعی میکنم واقعا بهش فکر کنم و اگه درست بود رعایت کنم بله یه ویرایشی با توجه به نظرات انجام دادم و امیدوارم بتونم تغییرات درستی توش بدم نمی دونم چرا اما خودم خیلی خیلی این کار رو دوست دارم .شاید کمتر کسی از زبون یه شهید نوشته باشه و این خودش به نظرم قشنگه که حس یه شهید نوشته بشه ۱٫برای مادر مصرع اول حتما یه کاری خواهم کرد(جوونت رفته چند ساله نشستی یا جوونت رفته اما تو نشستی) ۲٫و برا(واسه اون قلب تو دوریت هلاکم)ویرایش خواهد شد ۳٫جای پوتین هم احتمالا از عکس استفاده کنم:تن پاره م رو به سختی شناختن با یه عکسو با اسم رو پلاکم و شاید کل مصرع رو تغییر بدم ممنون از اینکه انقد دلسوزانه کار رو خوندید
  • خدیجه نصیری (باران) عزیزم نمی دونم چرا نظراتم ارسال نمیشن. بازم میگم ترانت خیلی زیباس. موفق باشی
  • خدیجه نصیری (باران) سلام ژیلا جان. خیلی با احساس و زیبا بود.حالا با چشم پوشی ازایراداتش سبد دلت پر از ترانه....
  • خدیجه نصیری (باران) سلام ژیلا جان. زیبا بود و با احساس انشاءالله ترانه های هات هرروز بهتر از دیروز.
  • سارا مبصر عالی بود ژیلا جوون خیلی زیبا بود...
  • mostafa golmohammadi سلام بانو ژیلا... ببخشید که یکم دیر به ترانتون سر زدم... خانم چی میتونم بگم جز اینکه خیلی خوب بود این ترانه... وزنُ خیلی خوب رعایت کردید و این عالیه... فقط کاش ترانه ادامه پیدا میکرد... در کل خیلی عالی بود... منتظر کارای زیباتر و بهتری هستم ازتون موفق باشید
  • یاسر بهبهانی سلام. چقد خوب وزن عروضی رو رعایت می کنید. نا خوداگاه و گوشی این کارو می کنید. درسته؟
  • حامد اکبری سلام کار زیبایی هست با موضوع خوب در مورد پوتین با نظر آقای قاسمی موافقم موفق باشید
  • حمزه عليزاده سلام ... خیلی باشکوه ِ وقتی کسی برای بهترین فرزندان جامعه اش می سراید ... تبریک به شما ...
  • شكوفه عبدلي سلام بر همشهری بانوی خودم ترانه ات زیبا روان و با احساس بود ضمن اینکه بانکاتی که آقای قاسمی هم گفت موافقم با ویرایش کار بسیار زیباتری میشه نازنین. مضمونی رو هم که نتخاب کردی خیلی یخوب بود. موفق باشی ژیلا بانو
  • نرگس حفیظی سلام ژیلا جان. ترانت رو خوندم و همچنین کامنتهایی که دوستان گذاشتن. می خواستم نکته ای که بیان می کنم تکراری نباشه و جالب بود که هم نسیم عزیز و آقای قاسمی راجع به اون نکات صحبت کردن و کامنت گذاشتن. فکر می کنم جای کار داره. دوباره ویرایش کن مطمئنا کار قوی تری میشه. موفق باشی
  • محسن یاران سلام بر بانوی ترانه های عاشقانه ترانه خیلی خوبی بود پر از احساس و اندوه اگه وقت داشتین لطف بفرمایید ترانه پلاک از بنده رو بخونین این ترانه از نادر نادر پور رو هم تقدیم میکنم به شما بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر که باران بلا میباردت از آسمان بر سر در ماتم سرای خویش را بر هیچکس مگشای که مهمانی به غیر از مرگ را بر در نخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر زمین گرم است از باران بی پایان خون امروز ولی دلهای خونین جامگان در سینه ها سرد است مبند امروز چشم منتظر بر حلقه ی این در که قلب آهنین حلقه هم آکنده از درد است نگاه خیره را از سنگ فرش کوچه ها بردار که اکنون برق خون می تابد از آینه ی خورشید دو چشم منتظر را تا به کی بر آستان خانه میدوزی تو دیگر سایه فرزند را بر درنخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر که باران بلا میباردت از آسمان بر سر
  • hamed shaabani سلام...ترانه تو دوس داشتم...بقیه بچه ها همه چی رو گفتن .پیشرفتت معلومه...فقط خلاقیت تو ترانه رو فراموش نکن..سبز باشی
  • بابک آرمانی بادرود خدمت سرکار خانم قنبری بسیار زیبا بود پیشکش به همه مادران دنیا
  • امین بهاری زاده سلام موضوع و احساس کارتون واقعاً زیباست...
  • وحیدی(سورمه) سلام ژیلای عزیزم حالبه که دو تا ترانه این بار در باره ی شهدا خوندم ترانه ی شما و آقای شعبانی آفرین به این احساس در مورد پوتین که آقای قاسمی فرمودن به نظرم ایراد به جائی بود امیدوارم که با یه ویرایش اصلاحش کنی
  • sahar ranjbar خخیلی خوب بود هم پر احساس و پرمحتوا موفق باشییی
  • nazanin zahra nazarlou سلام ژیلا جون ترانه تو دوس داشتم خیلی زیباااست
  • مصطفی اسدی سلام کلا کار خوبی بود و واقعا قوی مصرع اول مادر ( اما ) بشه وزن کامل میشه قافیه های روشو ، دوشو زیاد جالب نیستن مثلا این مصرع ( که دیدی پیکر رو دوشو مادر ) اگه اینطوری بشه حس کار بهتر میشه و آوازی خوندنش روون تر که دیدی پیکرا رو دوش مادر این مصرع هم (با پوتینو،با اسم رو پلاکم) اگه (با) حذف بشه خوندش بهتر میشه یعنی با پوتینُ اسم رو پلاکم => اینطوری مکث تو کار دیگه لازم نیست همینا به ذهن من رسید موفق باشید
  • انیس جزایری سلام ژیلا جان. موضوعی رو انتخاب کردی که اشک همه رو در میاره. مرسی از ترانه خوبت. ولی منم با یاسر موافقم که پیدا کردن پوتین شهدا برای شناسایی اونا کاربردی نداره. میشه یه جایگزین براش پیدا کنی.مثل عکس یا وصیت یا نامه یا... تن پاره م رو به سختی شناختن با پوتین و،با اسم رو پلاکم
  • یاسر قاسمی سلام ژیلا خانم به نظرم کار جا داره که ادامه پیدا کنه تو بند اول سه تا مادر داری و میتونی مادر مصراع اول رو حذف کنی تا ضربه کارت هم بیشتر بشه تو بند دو میتونی مصراع دوم رو به این شکل ویرایش کنی: واسه قلب تو و دوریت هلاکم تو مصراع چار یکی از دلیلهای شناسایی رو پوتین اعلام کردی که به نظرم درست نیست و برای وزن آوردی فقط
    • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام جناب قاسمی عزیز سلام به نقدهاتون برای ادامه دادن بله ادامه خواهم داد فقط بازتاب برام یه مقدار مهم بود بله میتونم مادر مصرع اول رو به اما تغییر بدم اما به نظرت همینطوری بهتر نیست؟ بله واسه ی قلب تو دوریت هلاکم و تو مصرع چهارم باید بگم که قبول ندارم خیلی از بازمانده های دفاع مقدس خب کنار پلاک پوتین هم داشتن که پیدا شده و زیبایی کارم باهاشه دقت کرده باشی ممنون که نقد میکنی داداش
      • nassim beyranvand سلام ژیلا جان.جالبه که دقیقا دو تا نکته به ذهتم رسید که راجع به ترانه ات بگم و اون دو نکته رو قبل از من جناب قاسمی براتون نوشتن. پس من چیزی نمیگم. امیدوارم کارت رو وبرایش کنی تا زیباتر باشه.
      • بانوی ترانه های عاشقانه-ژیلاقنبری سلام نسیم جون چششششششم مرسی که خوندی
  • وریا امیری دروود بانو ژیلاااااااااااااااا بسیااااااااااااااااار زیبا بود هروز بهتر و بهتر میشی موفق باشی(گل)
  • مهسا معصومی سلام عزیزم خیلی زیبا بود و احساسی خیلی ... ممنون که انقدر زیبا نوشتی <۳