تو اینحایی … ممنونم!

عجب خیالِ موهومی
تو دستات روی موهامه
هنوز خوابم یا بیدارم
چشاته که تو چشمامه؟
دارم دیوونه میشم یا
تو برگشتی و اینجایی
داری چشمامو میبوسی
عجب رویای زیبایی
نمیفهمم توی خوابم
یا این تعبیرِ رویامه
دلم درگیرِ آشوبه
ولی دستات تو دستامه
لباتو باز کن از هم
بگو بیدارِ بیدارم
میترسم دور شی از من
که پلک رو هم نمیذارم
بگیر محکم تو آغوشت
منو که غرقِ تشویشم
با این لبخندِ مرموزت
دارم دیوونه تر میشم
چه بی رحمانه بی حرفی
با این حالی که من دارم
تو این خاموشی از تردید
تو میخندی … می بارم
اگه تو هستی،اینجایی
چرا من باز دلتنگم
چرا با حسِّ دلتنگی
دارم بی وقفه میجنگم
تو اشکامو میگیری از
مسیرِ داغ رو گونم
لبات میشینه رو لبهام
و میگی از تو ممنونم
و من با گریه میخندم
به تعبیرِ خیالاتم
منو محکم بغل کردی
و من مبهوته کاراتم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • خیلی عالی مثله همیشه
  • سلام و درود. یه عاشقانه پر احساس و زیبا که تصویرسازیاش با این که ساده بود اما خیلی شیرین و دلچسب بود. موفق باشید.
  • سلام بانو ..... این از کامنت ....نقد هم یه چند وقت دیگه ... شمارو به خوندن امواج احساس دعوت می کنم ....
  • سلام دوست گرامی فاصله ی بین اندیشه و نوشته در ادبیات به زاویه ی شعری ترجمه شده. هر چه این فاصله بیشتر باشد، کلام ادبی تر و شاعرانه تر است. در اثر شما این زاویه بسیار بسته است یعنی فاصله ی بین اندیشه و نوشتار تان کم است. در نتیجه روایت ترانه تان به سمت روایتی داستانی و بدون عناصر شعری پیش می رود. وزن شعری یکی از عوامل موثر در رساندن مفهوم است. اگر به ادبیات کهن توجه کنید می بینید که اشعار عاشقانه اوزان کوتاه تر و طرب آمیزتری نسبت به اشعار عارفانه یا با فضای غم آلود دارند. نمی دانم با اوزان عروضی آشنا هستید یا خیر ولی در چند جا وزن شعر تان خواسته یا نا خواسته دچار لغزش شد مثل: عجب خیال موهومی... تو می خندی...می بارم به امید ترانه های بهتر.
  • سلام خوب بود....
  • سلام خانوم معصومی زیبا بود و دوست داشتنی موفق باشید
  • سلااااااااااااااااااااااام وا چی میگید قشنگ بود به نظر من!البته هر کاری ایراداتی داره
  • سلام خانم معصومی ترانه زیبایی بود موفق باشین
  • سلام خانم معصومی... ترانه زیبایی بود...تصویرسازی های زیاد و البته زیبا... یه نکته که میتونم بگم اینه که فکر میکنم توو استفاده از کلماتی مثل خواب،بیدار،خیال زیاده روی کردید....اما در کل ترانه زیبایی بود... خواهش میکنم به ترانه های من سر بزنید و نقدم کنید... خوشحالم با یه استعداد دیگه توو اکادمی روبه رو شدم اونم از نوع ۷۳ و این برای من خیلی خوبه که بتونم رقابت کنم... موفق باشید خانم... منتظرتونم
  • سلام خانوم معصومی.بازم ما اومدیم مزاحم بشیم. این کارتون به نظر بنده ساده ی خالی از اتفاقه. بند اول با بند آخر قافیه هاشون اشتباهه (مو با چشم و خیال با کار) سوای علامت جمع که جز نشانه های قافیه نمیتونه باشه، هم قافیه نیستن. میترسم دور شی از من که پلک روو هم نمیذارم جای نسبتا خوب کارتونه. وزن رو خوب رعایت کردین. میبارم نباید چون قافیه کردنش آسونه جای گریه کردن رو بگیره میبارم زمانی زیباست که توجیه داشته باشه نه بی دلیل جای گریه کردن که قافیه کردنش سخته بیاد. بازم میگم ضربه ی خاص یا اتفاق زیبایی در این کارتون نیست اما همین که زبون و وزنو سالم نگه داشتین خوبه اما کار به کار باید از لحاظ شاعرانگی ها بهتر بشیم. ممنون لطفاً به کار جدید من اگه قابل دونستین سر بزنید و نظرای ارزشمندتونو برام بنویسین. یا حق.
    • :) ممنون ببخشید شاعرانگیم ضعیف بود ولی راجع به قافیه ها توجیح نشدم
      • ببینید علامت جمع(ها، آن و..)، علامت شناسه ی فعل (م ای است ایم آید اند) و ضمایر متصل(م ت ش مان تان شان)و این نوع تکواژ ها نمیتونن در دو واژه باعث قافیه شدنشون بشن. مثال (دستم:چشمم که م رو برداری چی میمونه دست و چشم) در کار شما هم همینه (چشمام :موهام که ها و م رو برداری که اصطلاحا حروف الحاقی گفته میشه چی میمونه مو و چشم که قافیه نیستن).همینطور خیالاتم و کاراتم که م شناسه و ات جمع رو برداریم خیال و کار قافیه نیس که یه توجیه داره اونم اینه که (ات اولی نشانه جمع و ات دوم آی نشانه ی جمع محاوره +ت ضمیر متصل به معنای تو هس)و م اول ضمیر متصله و میم دوم مخفف زمان حال بودن در معنای هستم.یعنی تفاوت و یکسان نبودنشون راه در رو میذاره اما بازم اشتباهه و نباید اینجوری باشه خیالاتم(خیال های خودم)، کاراتم (کار های تو هستم) اما باز قافیه اشتباس. سید مهدی موسوی یه مقاله در مورد قافیه داره سرچ کنید و بخونید تا بیشتر از توضیحات نامناسب بنده بدونید.
      • ممنون
  • درووووود بر شما بانو همسا بسیار زیبا بود این بی پروایی در بیان احساساتتون واقعا تحسین برانگیزه موفق باشید
  • سلام مهسا خانم...تو این بروز رسانی از سه تا ترانه خیلی بیشتر خوشم اومد..ترانه شما هم یکی از همین سه تاست..ولی بند یکی مونده به اخری یکمی مورد داشت...اگه هدف نوشتن ترانه ای برای اجرا باشه این بند از ترانه تون متاسفانه باید حذف بشه..خودتون که بهتر میدونین منظورم چیه...البته ترانه تون خیلی زیبا تموم نشد شاید این امتیاز منفی ترانه باشه اما این قسمتشو دوس داشتم... لباتو باز کن از هم بگو بیدارِ بیدارم میترسم دور شی از من که پلک رو هم نمیذارم بگیر محکم تو آغوشت منو که غرقِ تشویشم با این لبخندِ مرموزت دارم دیوونه تر میشم
    • ممنونم من ترانه هامو بخاطر احساس درونیم مینویسم اهمیتی نداره که اجرا بشه یا نشه ترس از نوشتن عواطف مارو خشک میکنه و موضوع دیگه اینکه این ترانه ها هستند که مارو تعریف میکنن نه ضوابطی که وزارت ارشاد گذاشته ... البته اگه بخوام ترانه هام اجراشه حتما در باب درخواست های خواننده و الگوی ضوابط مینویسم
  • سلام ... وای عجب تصویرسازی های عاشقانه ایی داشت .... مرسی