ظلم

وقتی تو رو نبینمت دارم به خود ظـلم میـکنم
انگار همین حوالی ها یه چیزی رو گم میکنم

هیچ ظلمی در حقم نبود اما شکست این باورم
مث یه ابرهای تیره ام همیشه سرد و بــار ورم

من بی تو اینجا چه کنم نه، حس حال خوندنه
بخدا کم میـارمت وقتی که حـرف از مونــدنه

بمون نصیب من بشو که عمـری در تلافییم
این زخم کهنه رو ببین که زخم خورده کییم

امــون نـدادی بـه دلـم پس میـزنه دلـم،تـو رو
یه بغضی دس بهم میده ازبس که میگفتم نرو

نـرو که این حکایـتت ،غصه ی دردای منه
غیر تو من چکار کنم کی فکر فردای منه

برگشتی در کاره ولی ، اینجای نه جای موندنه
به من یه راه نشون بده حالا که سهمم بودنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای شریفی عزیز زیبا بود موفق باشید نا امیدی ممنوع
  • سلام داریوش جان ترانت حال و هوای داریوش رو داشت. زیبا بود از خوندنش لذت بردم شاد باشی
  • سلام داریوش جان کار خوبی یود. البنه دوگانگی زبان یه جاهایی مشهود بود. برقرار باشی دوست من.
  • درود جناب شریفی خیلی خوب بود لذت بردم کار کاملا رو وزنه ولی دوگانه گی زبان تو کار به چشم میخوره... ممنون
    • بله این دوگانگی زبان توی برخی اثارم به چشم میخوره سعی میکنم دیگه روانتر شعر بگم از کلمات کلیشه بدور باشم سپاس از اینکه شعرمون خوندی
  • سلام داریوش شریفی عزیز خدا خیر بده خواهر خوبم حمیده سادات غفوریان و که دو بار پای دلنوشته هام یادگاری گذاشتن... یکیش که چند تا گل مصنوعی بود که هیچ و یکیش این کامنت بسیار ارزشمند...حتما وقت کردی کارای ایشون رو بخون خالی از لطف نیست... اگر میخوایدبا اثرتون در قلب و ذهن مخاطب ماندگار بشید، یا حرف تازه ای بزنید یا حرفها و مضامین کهنه رو با شیوه ای تازه بگید. درترانه ی شما حتی یک بند متفاوت با اونچه که هرروز به وفور در ترانه های مکتوب بسیاری از دوستان نسبتن شاعر و یا آثار بسیاری از خوانندگان کوچه بازاری میشنویم وجود نداشت. مصرع ها به قدری کلیشه بودن که مخاطب حس میکنه اونها رو حتی باهمین شکل نگارش کلمات بارها وبارها شنیده و این باعث میشه از کارتون فاصله بگیره . لطفا اثرتون رو از کلیشه شدن نجات بدید هیچ کس جز خود شما نمیتونه این کارو انجام بده. با آرزوی ترانه های موفق در آینده ی درخــشان برای شما. @};- @};- ((لحـظه لحــظه هاتان لبریز عطر اســتجابت))
    • سلام ممنونم بات راهنماییتون حق باشماست ولی سعی کردم که کلیشه ای نباشه ولی شما اینجور میفرمایین باشه من سعی خودمو در خصوص میکنم بازم ممنونم از راهنماییتون
  • سلام آقای شریفی نمی دونم یا وزن ترانه ت دستمم نیومد یا این که ترانه ت از وزن خارجه مثل مصراع «چون ابرهای تیره ام همیشه سرد و بــار ورم» یا مصراع «من بی تو اینجا چه کنم نه، حس حال خوندنه» کاما که بعد از نه اومده رو نفهمیدم
    • سلام چشم سعی میکنم در این مصرع ها دقتمو بیشتر ببرم همونکه دوستان گفتن دوگانگی زبان منو میرنجونه اینجا کاملا حق باشماست سپاس از نظرت دوست خوبم
  • سلام داریوش جان...ترانه تو خوندم...منتظر کارهای بعدیتم
  • سلام اقای شریفی ترانتون نسبت به ترانه قبلیتون خیلی پیشرفت داشت آفرین فقط شروع کارتون قافیه نداشت موفق تر باشید