"سقوط"

سرفه کیسه ای پر از سیگار
قطع امید دکتر از بیمار
اوج همدستی در و دیوار
گرگ بیچاره میش تر میشد

درد های غریزی گمنام
قرص اعصاب قسمتی از شام
پرسه ای از اتاق تا حمام
گریه هایی که بیشتر میشد

خستگی از سکون وانی که
خسته از گرگ نیمه جانی که
خسته از جلد آسمانی که
ماه آن بی بخار تر میشد

بغض های غریب مردانه
تنه ی عابرین بی شانه
گذر از مرز عقل…دیوانه!
بغض من خنده دار تر میشد

آدمک های خسته میدیدم
خنده های شکسته میدیدم
جنگ چاقو و دسته میدیدم
رد پایم غریب تر میشد

پشت من شب به راه می افتاد
چاله در دام چاه می افتاد
پلک من روی ماه می افتاد
آسمان هم اریب تر میشد

کالبد بی جواز بی آر تی
دهن نیمه باز بی آر تی
روده های دراز بی آر تی
خانه میرفت و دور تر میشد

مقصدی شوم، جوخه اعدام
قتلگاه فرشته ی الهام
لرزشی گر گرفته در اندام
بوف کوری که کور تر میشد

"مسیح صالحی"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • باسلام خواندم ولذت بردم
  • سلام کاکو...من چرا این ترانه رو ندیده بودم قبلا...خیلی قشنگ بود...من از این تیپ ترانه ها و شعرها خیلی خوشم میاد.. ترانه هایی که پر از تعابیر فلسفی و کنایه ای است..خودمم گاهی این تیپی مینویسم ...فقط یه ترجیع بند کم داشت یه ترجیع بندی که قالب قرار گرفتن قافیه هاش متفاوت از بقیه بندها باشه...به این سبک نوشتن ادامه بده و سعی کن مسائل اجتماعی رو هم وارد ترانه هات کنی..سیبز باشی کاکو
  • سلام مسیح جان ... کار فوقالعاده ای هست ... کمتر ایراد توش می بینم .. واقعا خوبه با نظر امین نیما هم موافقم ، تو این کارا هرچی بدیع بیشتر باشه مخصوصا آشنایی زدایی! بیشتر لذت بخشه ... من اسم این کارتو ترانه پست مدرن مخصوص خودت می ذارم .قلم خودته به هیچکیم نزدیک نیست ... موفق باشی دوست خوبم ....باز هم فکر می کنم چیزی به ذهنم رسید می گم. الان باید برم کلاس le francais ، شدم مَثَل موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست ;-) ... ایشالا ازت یاد بگیریم .من که دارم تلاش می کنم اما وقتم کمه ...فعلا ...
    • مغسی بوکو! دی جول یا همون جل دو تا هجای کوتاهه و توی وزن نمیشینه،وارد بحث معنا هم نمیشم چون مربوط به مخاطب و برداشتشه... شمام موفق باشی
      • جل یه هجای بلنده موسیو ....نه دو تا هجای کوتاه ...
      • خس ته از "ج ل" آ س ما نی که خس ته از "جل د" آ س ما نی که
  • سلام بسیار زیبا با "جلد آسمان" ارتباط برقرار نکردم پیشنهاد میدم آشنایی زدایی کنی از ترکیب مانوس " آسمون جول " « خسته از جول آسمانی که » موفق و پیروز باشید :)
  • احسنت ... احسنت .... احسنت ! در یک کلام عالی بود. اولین باره که ترانه ای با این سبک خوندم و لذت بردم فقط جسارتا در این بند : خستگی از سکون وانی که خسته از گرگ نیمه جانی که خسته از جلد آسمانی که ماه آن بی بخار تر میشد تکرار خسته در مصرع دوم و سوم خیلی به دل نمی شینه . یه پیشنهاد براش دارم : در مصرع سوم بنویس " ترس از جلد آسمانی که / ماه آن بی بخارتر می شد " البته مطمئنا ذهن خلاق شما جایگزینهای مناسبتری براش پیدا میکنه. این فقط یه پیشنهاد دوستانه بود موفق تر باشی مسیح عزیز
    • نظر لطفتونه خانم عباس زاده... ممنون از پیسنهادتون،مسلما کار من ایراد هایی داره احتمالا در آینده تغییراتی توی این بند اعمال میکنم...
  • سلام واقعا از حضور سازنده شما در آکادمی خوشحالم ..بله سروده ای زیبا و قابل تامل بود به قول جناب مقدم سر بسته..
  • این سبک ترانه جدیده؟ چون بیشتر شبیه غزل و قصیده هستش و هرچند محتوای رپ داره البته ریتم عالی داشت اما نوع قافیه بندیتون ترانه نبود
    • به نیت ترانه نوشته شده...هرچند از قلبای جدید شعری به جای چهارپاره ترانه استفاده شده و همینطور زبان زبان محاوره نیست ولی همینطور که میدونید اشعار زیادی تبدیل به ترانه شدن مث "خرچنگ های مردابی" محمد علی بهمنی و حتی اشعار بسیاری از شاعران قدیمی...من شخصا متن شعر یا ترانه رو تعیین کننده سبک موسیقی نمیبینم بی تاثیر نیست ولی اونقدرا هم تعیین کننده نیست...خودم سبک این کار رو به راک نزدیک تر میبینم تا رپ ممنون از نظرتون
      • همیشه شکستن قواعد نادرست نبوده و باعث ایجاد سبکهای جدید شده اما این نوع ترانه را من قبلا ندیده بودم بیشتر یه کار نو هستش که شبیه غزل که در قدیم و ترانه های قدیمی که سبک عراقی داشتن خیلی استفاده میشده و اینکه شما یه کار نو که از نظر من رپ و شما راک را توی قالب قدیمی ترانه بردین خیلی خوبه و تحسین داره هرچند قالب جدید ترانه اینطور نیست
      • ممنون از نظرتون...
  • خیلی زیبا بود اقای صالحی واقعا بهتون تبریک میگم بابت اینهمه ذوق و توانایی
  • کار جاهای خیلی خوبی داره اما من به شخصه بازی های فرمی رو دوس ندارم ، هر چند تو خوب از پسش بر اومدی منتظر ترانه های خوب بعدیت هم هستم
  • سلام مسیح جان. کار خوب و جونداری بود و با فضایی مختص کارای خودت. موفق باشی دوست من
  • سلام دوست عزیز ترانه ای متفاوت خواندم و لذت بردم.ای کاش ترانه های به رنگ ترانه های شما هر روز پررنگتر شود. موفق باشید
  • سلام بسیار زیبا بود
  • درود... حال و هوای کارای مهدی موسوی رو داشت.
    • ممنون ولی من اینو تعریف نمیدونم...فضای کار یه مقدار تاریک و مالیخولیایی هست ولی ابتدا ربطی به سید مهدی موسوی و جریان پست مدرنو نداره
  • سلام مسیح جان بسیار زیبا بود قلمت بچرخد، که خوب می چرخد امیدوارم روزهای شادی رو در پیش داشته باشی دوست من
  • درود دوست من ترانه ی سربسته رو ازت خوندم و همین باعث شد تا با اشتیاق دو کار دیگه رو هم بخونم خوشحالم که به خوبهای اکادمی یکی دیگه اضافه شده نوع نگاه و قلمت منو یاد یکی از دوستان قدیمی اکادمی انداخت که خیلی وقته دیگه خبری ازشون ندارم به استعدادت افرین میگم و امیدوارم بیشتر و بیشترازت بخونم موفق باشی