ضریح

نشستم کنار ضریحت آقا، سر درد و دل رو باهات وا کنم

اگر چه برام سخته این زندگی، ولی مجبورم هر چی هست تا کنم

نشستم خیره شدم به ضریح، تا شاید نگاهم رو باور کنی

میخام واسه تو من سر ذوق بیام، تا چشمامو با اشک معطر کنی

یه شب همجواری تو صحن و سرات، تپش های من رو یه اندازه کرد

تو دل مردگی های این زندگی، بازم روحیات منو تازه کرد

تو خوب میدونی اشتباهات من ، تو این حال و اوضاع گذاشته منو

اومدم پیشت با یه گوشه نگات، بشوری تمام غمو غصه مو

اگه خالیه دستهای منو، اگه رو سیاهم جوابم نکن

سرحرفم امشب فقط با خداس، تا پاکم نکردی تو خاکم نکن

تو هم دست رد روی سینه ام نزن، یا یه امیدی پیش تو اومدم

تو اینبار فقط خوبیامو ببین، اگر چه میدونم یه عمره بدم

میدونم نمیزاری که زائرت، با دستای خالی بره خونشون

یا ای کاش منم مث این کفترا، حریم تو میشد واسم اشیون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: